
کیفیت سلوک عقلانی
کیفیت سلوک عقلانی
27كند آمد خلاف كرد و موجب تأثّر شد. اولًا كه از نظر مادّی ضرر كرد. دوم اینكه آبرویش در بین همكاران و اینها رفت. قضیه به گوش مرحوم آقا رسید هردوشان را دعوت كردند در طهران در همان زمان سابق، زمان شاه آن موقع بود من حدود پانزده شانزده سالم بود صورت مسئله را پرسیدند: شما چه كردید؟ شما چه كردید؟ مسئله بیان شد. ایشان رو كردند به آن شخص كه تخلّف كرده گفتند: شما اولًا باید توبه كنید، این یك، ها! حساب دارد. باید بر خلافی كه انجام دادهاید توبه كنید، توبه نكنید ماندهاید. راه خدا شوخی ندارد، راه خدا با كسی رودرباستی ندارد. باید بروی بر این خلافی كه كردهای توبه كنی. اینجا هیئت نیست، اینجا مرید و مرید بازی و رعایت نیست، اینجا هوای یك مرید را گرفتن كه پولش بیشتر است، مطلب را به نفع او تمام كردن و تو سر آن بنده خدایی كه از نظر امكانات كمتر است، اینجا این حرفها نیست. خلاف كردی برو توبه كن اولا. بعد میروی اعلان میكنی در بازار و محل كسبت كه من با ایشان شرط گذاشتم و قرار بر این گذاشتم من تخلّف كردم و ایشان برّی است و كارش درست بوده و خدشهای بر كارش وارد نبوده، من خلاف كردم و از او اعاده حیثیت میكنم. باید این كار را انجام بدهی دوما. سوم رهایت نمیكنیم حاج آقا تمام آن ضررهایی را كه ایشان در این مدت مرتكب شده همه از جیب مبارك بپردازید. بعداً تشریف بیاورید اینجا. این میشود چی؟ این میشود روش تربیتی. روشی كه آن روش اراده راه خدا را دارد. حالا اگر جای دیگر بود: آقا بفرماید با همدیگر مصالحه كنید و مسئله را حل كنید و تمام كنید! بفرمایید بفرمایید.
بنده خودم از چند نفر از دوستان كه در خارج ایران هستند آنها میگفتند كه: در یك قضیه ما یك فرد روحانی و عالم آن محل در یكی از كشورها را حَكم قرار دادیم. حق با من بود و وقتی به او مراجعه كردیم آن شخص وقتی متوجه شد حق با من است و ضرر به نفع آن برادری است كه با او ارتباط مالی دارد، حق را به او برگرداند، این هم یك جور. اهل علم، مجتهد و صاحب وجاهت و معروفیت در میان مردم. حالا كدام یك از این دو اراده راه خدا را دارد؟! كدام یك از این دو مقصد و هدفشان خداست؟! هر دو هم فوت كردند، هم او فوت كرده هم مرحوم پدرمان، این یك جور قضاوت كرد او یك جور دیگر، درحالیكه به حسب ظاهر این فردی كه ایشان بر علیهاش حكم كردند خیلی از نظر مادی و امكانات خیلی بالاتر از آن كسی بود كه [طرف دعوی بود.] ولی راه خدا امكانات سرش نمیشود، ماده سرش نمیشود، پول و این حرفها نمیفهمد. آن نگاه میكند ببیند حقّ كجاست. او به مخاطبش به عنوان انسان فقط مینگرد نه به عنوانی كه دارای مكنت است. در این محاكم مادّی امروزیست كه به مخاطب به عنوان مكنت نگاه میكنند به عنوان مقام نگاه میكنند.
