اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت سلوک عقلانی

14293
عنوان بصری
جلسات

کیفیت سلوک عقلانی

23
  •  حق چه دارد می‌گوید. مكتب امیرالمؤمنین علیه السّلام مكتب دنبال حق رفتن است. آیا سقیفه بنی ساعده برای احیای اسلام بود یا برای اماته اسلام بود؟ كدامیك؟ اگر بگویید برای احیای اسلام بود كه لعنت خدا و لعنت ملائكه و لعنت همه مؤمنین و مؤمنات بر تو باد كه داری تحریف واقع و تحریف حقیقت تاریخ را می‌كنی كه خود اهل تسنن متعرف به این نیستند خودشان نیستند. خود ابوبكر رفته بالای منبر می‌گوید یك ضلّت یك اشتباهی شد خدا ان‌شاءاللَه همه را حفظ كند! آن‌وقت تو داری اینجا حمایت می‌كنی؟! تو داری از این سقیفه بنی‌ساعده حمایت می‌كنی؟ می‌گویی برای احیای اسلام بود، عجب! عرض می‌كنم یك مسائل عجیبی دیگر مثل اینكه دیگر آخرالزمان شده و موقع ظهور حضرت دارد نزدیك می‌شود، گاهی اوقات انسان یه چیزهای می‌شنود كه خیلی مسئله عجیب است. در این مدت هزار و چهارصد سال نشنیدیم، حالا چه مسائلی است چه دواعی است كه این طرف و آن طرف افرادی كه با اذهان آشفته و مُتجرّی نسبت به حقایق و مسائل‌

  •  آن‌وقت همین مالك بن نویره كه قبول كرد، رفتند دنبالش كه باید بیایی و خلافت ابوبكر را بپذیری زكات بدهی. زكات دادن یعنی پذیرفتن خلافت دیگر، باید زكات بدهی، مالیات بدهی به بیت المال. گفت من این یابو را كه اصلا قبولش ندارم كه بیایم زكات را به او بدهم. زكات را باید به علی علیه السّلام بدهم كه آن هم رفته توی خانه نشسته، به كی بیام بدهم؟ گفتند: نمی‌دهی؟ در یك جریان مكارانه در موقع نماز همین خالد بن ولید سیف الاسلام، اسمش شمشیر اسلام، این مرد و رجلی كه به عنوان اسطوره مبارزه و شجاعت و پیش برنده اسلام در كتاب‌های ما معرفی شده! این خالد بن ولید در وسط نماز می‌آید و شمشیر می‌كشد و گردن این (مالك بن نویره) را می‌زند. چون از اول نمی‌توانستند، جرئت نداشتند در موقع نماز آمدند. بعد چكار می‌كند؟ بعد در شب این خالد بن ولید می‌رود با زن او زنا می‌كند. اینها امرای اسلام بودند، بدانید! اینها چشم روشنی‌های ما بودند در اسلام! چشم ما به اینها روشن می‌شد. كار به جایی می‌رسد كه عمر البته نه بخاطر خدا، بخاطر یك مسائل اختلافی كه با او داشته نمی‌تواند تحمل كند می‌گوید باید تو حدّ بخوری، می‌رود پیش ابوبكر بعد می‌آید خندان برو پی كارت، می‌خواهی به من حدّ بزنی، وقتی‌كه وارد می‌شود عمر به ابوبكر می‌گوید باید حدّ بخورد. این ابوبكر، این خلیفه مسلمین، اینكه موجب چشم روشنی اهل تسنن است، اینكه بقای اسلام به وجود ذی جود ایشان بستگی دارد! در جواب می‌گوید: شمشیری را كه خدا به نفع ما از غلاف كشیده است ما داخل غلاف نخواهیم كرد. این جوابی است كه این خلیفه مسلمین می‌دهد این می‌شود حكومت اسلام!