
لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا
لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا
27كه در سوره حمد است، تمام این مطالب. آنچه كه در عالم، لباس عافیت و صحت میپوشد به واسطه اسراری است كه در سوره حمد است، كسی خبر ندارند. الحمدلله رب العالمین ... تا آخر، نه اینجور نیست. آسان نمیشود گرفت. باید انسان به آنچه را كه میگوید و به آنچه را كه میشنود به عنوان یك مفهوم كلی عمل كند، اگر كرد حركت میكند و اگر نكرد در همان حیطه میماند. ممكن است حالاتی پیدا بكند، ممكن است بعضی از مسائل برایش روشن بشود، ولی اینها عمقی نیست.
آن مسائلی كه بعد از فوت مرحوم آقا اتّفاق افتاد تمام اینها به خاطر این بود كه افراد مطالب را از مرحوم آقا به خاطر شخصیت مرحوم آقا میگرفتند! به خاطر این موقعیت و جلال و عظمت و این وضعیت و این جبروت میگرفتند. او هم وقتی میرود همه اینها را با خودش میبرد، همه میرود در قبر، چه چیز میماند برای این شخص؟ هیچ، وقتیكه هیچ، آن موقع وقتی كه باد میآید انسان را به هر طرف متمایل میكند.
ولی آن كسانی كه به مسئله رسیده بودند، به آن مطالب رسیده بودند، به كیفیت مكتب ایشان وارد شده بودند، آن مطالب را به عمقش دریافته بودند. همانطوری كه من در آن جلسه سوم بعد از فوت ایشان عرض كردم گفتم: رفقا، مرحوم پدر ما و استاد شما از دنیا رفته، خدا كه از دنیا نرفته، چرا اینقدر گریه میكنید؟ مرحوم پدر ما در قبر رفته، خدا كه در قبر نرفته. این مال همین مسئله بود. من میخواستم به آنها این نكته را بگویم كه آنچه را كه پدر ما میگفت به خاطر شخصیت ظاهریاش نبود كه ما میپذیرفتیم، به خاطر حقانیت مطالب او بود كه ما میپذیرفتیم. همان حقانیت الان هم است، تغییری نكرده. یك جسمی بوده حركت میكرده الان آن جسم بیجان شده گفتهاند باید آن جسم را در زیر زمین بگذاریم، میگذاریم.
