
لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا
لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا
23امام زمان علیه السّلام كه یك همچنین خصوصیتی را دارد میفرماید به حرف من فقط در وقتیكه پیش شما هستم نباید توجه كنید، من غیبت و حضور ندارم، من زندان و در كنار شما بودن ندارم. موسی بن جعفر علیهما السّلام را چهار سال در زندان كردند، آن چهار سال حضرت از امامت افتاد؟ نه، امام بود. بر همه عالم وجود والی و حاكم بود، واسطه فیض پروردگار بود، در غل و زنجیر بود به اندازه سرسوزنی كار ولایی او تا وقتیكه در بیرون در كنار زن و بچّهاش بود فرق نكرد، سر سوزنی تفاوت نداشت، زیر شكنجه هارون بود ولی به اندازه سر سوزنی فرق نكرد. ما سرمان درد میكند دیگر به رفیقمان نمیتوانیم جواب بدهیم میگوییم برو دنبال كارت یك وقت دیگر.
او ولی است، او امام است، او واسطه فیض پروردگار است، او غل و زنجیر نمیفهمد. حضرت سجاد علیه السّلام را از كربلا در غل و زنجیر قرار دادند و بردند به كوفه از زیر دانههای زنجیر خون میآمد با این وضع، بردند به كوفه، از كوفه بردند در شام و چند روز در شام، تازه آن موقع یزید گفت بیایید این غل و زنجیر را بردارند. در تمام این مدّت امام سجاد علیه السلام، امام بود، صاحب مقام ولایت كلی بود. ما داریم امام را با بقیه یكی مقایسه میكنیم! همان موقع تمام عالم وجود از دریچه نفس امام سجاد علیه السّلام داشت ارتزاق میشد. همان كسی كه امام سجاد را سوار كرده و دارد میبرد، همان شمر و اینها، از دریچه نفس امام سجاد ارتزاق میشوند و الّا یك نظر كند همه آنها پودراند، عدماند، محواند، نیستی بر همه آنها حاكم است. یزید بر تخت نشسته امام سجاد را در غل و زنجیر میبیند خیال میكند اسیر است. آن كسی كه چشم حقیقت داشته باشد میبیند تو در دست او اسیر هستی بدبخت، نه اینكه او اسیر تو است. آن بر ملائكه، بر جبرائیل، او بر عزرائیل امر و نهی میكند كه جان این را بگیر و جان آن را نگیر، آنوقت تو خیال میكنی در دست تو اسیر است؟ او الان به جبرائیل دارد امر و نهی میكند كه افاضه علوم را بر همه عالم بكند آنوقت تو خیال میكنی در دست او اسیر است؟! آقا! این است.
