لزوم تعقل در مکتب اولیاء خدا
15خواهد شد. حالا ما یك مطلب را میگوییم و افراد ترتیب اثر نمیدهند، آن یك مطلب دیگری است. اینكه ترتیب اثر داده نمیشود دیگر تقصیر صاحب خانه نیست.
آن یك مطلب دیگری است كه ما باید از خداوند توفیق بخواهیم كه ما را پایبند كند كه نسبت به این مسائل مطیع باشیم، منقاد باشیم و به این مطالب توجه كنیم و تكتك ما خود را مخاطب این مطلب بدانیم، تكتك ما خود را فرض كنیم كه الان من با یك یك آن افراد راجع به این قضیه صحبت كردم. الان این رفقا كه در اینجا هستند تعدادشان چقدر است؟ فرض كنند كه من نشستهام و یك ساعت به خصوص وقت اختصاصی قرار دادهام برای اینكه با این طرف صحبت كنم، یك ساعت با او، یك ساعت با او، یك ساعت با او، حالا این یك ساعتها همه جمع شدهاند در این یك ساعت. مطلب عوض نشده، همان است. مسئله هیچ فرقی نكرده. به این مسئله میگویند سُلوك عقلانی؛ یعنی انسان به دنبال درك معانی كلیه برود بدون توجه به خصوصیت فردیه و مشخصات خارجیه.
در مكتب اهل بیت علیهمالسّلام مسئله، مسئله سُلوك عقلانی است. امام زمان علیه السّلام برای ما همهچیز است، ما امام زمان را از دین حذف كنیم دین مساوی است با صفر، هیچ ارزشی ندارد و تبدیل به كاه خواهد شد، كاه هم تازه ارزش دارد، لای دیوار میگذارند، ولی هیچ ارزشی ندارد. امام علیه السّلام همه دین است و دین همه امام است، در این مسئله حرفی نیست. اما اگر امام زمان بیاید در این منبر بنشیند و یك مطلب را به ما بگوید و ما چون امام زمان است بپذیریم فایده ندارد، متوجه شدید؟ نه، ما كه این مطلب را از امام زمان میپذیریم چون امام زمان در ذهن ما بزرگ است و الّا همان مطلب امام زمان علیه السّلام در فلان كتاب هست. همان مطلب را ممكن است یك نفر دیگر هم بگوید، اگر بدانیم همان است، مشروط بر اینكه یقین داشته باشیم همان است مشروط بر این. امام علیه السّلام اگر بر اساس تثبیت موقیعت خود بخواهد در این دنیا گفتار خود را به ما القاء كند پس چرا غیبت كرد؟ این غیبت برای همین است. غیبت امام علیه السّلام برای این است كه ما این پرده احساس و تصور و تخیل را از ذهن خود بیرون ببریم.

