حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
5روزنهها و آن خصوصیات نفسانی و از بین بردن آنها. خیلی ایشان از این نقطه نظر استاد بود و یك مهارت به خصوصی ایشان در این مسأله داشت كه چطور همراه با طنز، و در ضمن صحبتها ناگهان، آن مسائل را همراه با یك تفنّن خاص بیان میكرد و در بعضی از موارد هم كه دیگر چارهای نداشت، مطلب را صریحاً میفرمود؛ حالا كسی بیاید بپذیرد و فرار نكند و بایستد! آن دیگر توفیق الهی میخواهد.
علی كلّ حال، این مسأله هست كه تا ما گرفتار تعلّقات هستیم؛ تفكّرات و نظرات ما محكوم تعلّقات است؛ و لو اینكه ممكن است اشتباه بكنیم. من نمیگویم شخص در مقام غرض و مرض و عناد است، نه خیر! اشتباه میكنیم، تا به ما میگویند آقا فلانی پشت سر شما یك چنین حرفی زده! یا در فلان مجلس راجع به شما چنین صحبتی شد، یا فلان رفیقت راجع به شما این را گفته است؛ بلافاصله میبینیم در دل خود نسبت به او موضعی اتّخاذ كردهایم قبل از اینكه در آن مورد تحقیق كنیم! و اگر این یادآوریها و تذكّرات زیاد بشود، این موضع نفسانی در دل تثبیت میشود!
و خدا آن روز را نیاورد كه موضع نفسانی ما نسبت به افراد در دل تثبیت بشود. وقتی تثبیت شد؛ دیگر آن وقت مقام مجامله و ظاهرسازی و حفظ ظاهر به پیش میآید ولی در باطن روش خود را بر زدن و از ریشه قطع كردن، پایه را زدن، ارتباطات را بریدن، مطالب را به كیفیت مطلوب خود بر علیه او سوق دادن، و جریانات را به نحوی پیش بردن، كه به طرد و حذف و دورباش زدن و كنار گذاشتن او منتهی شود، استوار میكند و این بر اثر تثبیت این موضوع نفسانی در دل است. البتّه راجع به این مطلب، اگر خداوند توفی ق داد در این جلسه صحبتهایی عرض خواهم كرد.
بنابراین، كی انسان به جایی میرسد كه دیگر مطالب در او اثر نگذارد؟ اگر هزار نفر بیایند و برای او مطلبی را توضیح بدهند، چه به عمد یا به غیر عمد تأثیر نمیگذارد! در زمان مرحوم آقا بنده خودم شاهد جریاناتی بودم كه افرادی از بزرگان به منزل میآمدند و مسائل را توضیح و شرح میدادند، نسبت به خیلی از قضایا كه جای صحبتش نیست و من در بسیاری از این مجالس حضور داشتم و در بسیاری از آنها هم طبعاً حضور نداشتم، ولی مطلب به گوشم میرسید در همان زمانهای سابق وقتی كه تمام این توضیحات داده میشد مرحوم آقا به آنها رو میكردند و میگفتند كه: اینها فقط ظاهری دیدند يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ الروم، ٧ براساس یك ظاهری اینها میآیند و مطالبی را میگویند، چه بسیار پیش میآید كه خودشان هم نمیدانند مساكین! عمد ندارند، غرض ندارند و حتی براساس مدركاتشان تحت تأثیر قرار میگیرند! حتّی منفعل میشوند و وقتی با پاسخ سرد و مأیوس كننده ما مواجه میشوند، ما را متّهم به

