حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
3قضیه خیلی اتّفاق افتاده وقتی كه از آنها سؤالاتی راجع به بعضی از مسائل میكنم؛ از همان یكی دو جمله اوّل میفهمم دارد مطلب را میگرداند! میچرخاند! صاف و درست نمیخواهد بیان كند! واقع قضیه را نمیخواهد بگوید، جملات و تعبیرات همراه با احساسات و جلب نفوس است، تعبیراتی كه خوشمان بیاید و تعریف و تمجید در آن باشد! میگویم: آقا جان این حرفها را بگذار كنار، حرفت را بزن! این تعریفات را برو جای دیگر بگو! برو خانهات بگو! اینجا حرفت را بزن چه بوده؟! یا مواظب باش از قضیه منحرف نشوی! مشخّص است میخواهند آدم را دور بزنند! همه همینطورند، اینطور نیست كه مسأله پیش پا افتاده باشد.
تا وقتی كه ما در نفس و نفسانیات اسیر هستیم، مبتلای به این مطلب هستیم و شوخی هم نداریم. باید خودمان را اصلاح كنیم زیرا بیبرو و برگرد همهمان مبتلای به این قضیه هستیم، آب پاكی را روی دست همه ریختم! همهمان مبتلا هستیم! بهتر است انسان به جای تعریف و تمجیدهای متوقّف كننده، به درد خود بپردازد. بهتر است انسان به جای طرح مسائلی كه نفسانیات او را تقویت میكند، به دنبال بیماریهای نفس بگردد و این بیماریها هم همین است: از مسائلی خوشمان میآید و از مسائلی بدمان میآید! تعلّقات نفسانی ما الی ما شاءاللَه لایعدّ و لایحصَر و بینهایت است و تمام اینها ناشی از محبّت ما به ذات ما است؛ چون ذات خود را دوست داریم، میخواهیم همیشه خوبیهای ما مطرح و مورد تعریف و تمجید قرار بگیریم! تا شروع میكنیم از یكی تعریف و تمجید كردن، فوراً چهرهاش گشاده و باز میشود، تبسّم و خنده بر لبهایش مینشیند و میگوید: آقا خواهش میكنم، اختیار دارید! خوبی از خودتان است! ما قابل این حرفها نیستیم و امثال این حرفها. و اگر برخلاف تعارفات جملهای بگوئیم همین آقایی كه میگفت: خواهش میكنم، خوبی از خودتان است یك دفعه میبینیم اخمها را در هم كرد و برگشت! جمله دوّم و سوّم را كه میگوییم، میگوید: آقا حرف دهانت را بفهم! چه داری میگویی؟! اینها مال این است كه همه ما به این مسائل مبتلا هستیم!

