حقیقت عصمت و كیفیت آن در ائمه اطهار علیهم السلام
1أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آل بيته الطّاهرين، و اللعنة على أعدائهم أجمعين
... إِنَّ اللَه لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ... الرعد، ١١ در جلسه قبل خدمت رفقا و دوستان عرض شد كه تقوی دارای مراتب و مراحلی است و مرحله آخر آن عبارت از مقام عصمت است؛ و این عصمت فقط اختصاص به ائمّه علیهمالسّلام ندارد بلكه اولیاء الهی هم كه از مرتبه ذات عبور كردند و نفس را به كنار نهادند، و حقیقت جوهریه آنها با ذات پروردگار اتّحاد پیدا كرده است، و در مرتبه جوهری به مرتبه نور بسیط و مطلق رسیدند، و از مرحله حال به مرتبه مقام ارتقاء پیدا كردند، و دیگر نفس بشری در آنها بطور كلّی اماته پیدا كرده است و فناء ذاتی در ذات پروردگار برای آنها محقّق شده است و بقاء باللَه بعد از فناءفیاللَه، در مراتب اسماء و صفات او برای آنها محقّق شده است؛ آنها هم به مرتبه عصمت رسیدهاند و عرض شد كه این مرتبه آخرین مرتبه تقوی است!
در این مرتبه دیگر جهل معنا ندارد و اصلًا منتفی است! در این مرتبه، ادراكات خارجی و تأثیرات خارجی و آنچه كه در حول و حوش انسان میگذرد دیگر معنا ندارد! در این مرتبه، مسموعات تأثیری در مدركات انسان ندارد، تا بر اساس مسموعات و مشاهدات و نوشتهها و كتابها و روزنامهها و وسائل ارتباط جمعی برای او فكری پیدا بشود و بخواهد براساس آن فكر تصمیمی بگیرد! و بعد هم معلوم بشود كه همه اینها چرند بوده! نقشه و برنامه بوده! تمام اینها یك پروسهای بوده از قبل تعیین شده برای اینكه او را به دام بیندازند و انداختند و بعد از اینكه او را به دام انداختند، معلوم بشود كه عجب! مطلبی كه به گوش او رسیده است اشتباه بوده است. ادراكی كه از وقایع و قضایا داشته براساس مسموعات و گزارشات، تمام اینها خالی از غرض نبوده است! التفات كردید؟! ما در یك چنین مرتبهای هستیم! ما به مرتبه عصمت نرسیدیم! ما در مرتبه بشریت و عقول و ادراكات بشری هستیم، تصمیمگیریهایی كه میكنیم براساس شنودهایی است كه از این طرف و آن طرف و افرادی كه نزد انسان میآیند برای ما حاصل میشود!

