
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
حقیقت لوح محفوظ و کیفیت احاطه واشراف ائمه اطهار بر آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1حجّت باطن قطعي است و به صورت وحي و يا الهام ميباشد. 2پيغمبر أكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در كيفيّت و ظرف ابلاغ ولايت علي عليه السّلام تأمّل داشتند. 3وظيفۀ انسان در قبال حقّ چيست. 4منكر حقّ در عصر حاضر مانند منكرين زمان اميرالمؤمنين عليه السّلام هستند. 5شيعۀ اميرالمؤمنين عليه السّلام پيرو راه اوست ولو به ظاهر نصراني باشد. 6انكشاف حقائق براي امام بواسطۀ اطّلاع بر لوح محفوظ است. 7حقيقت لوح محفوظ با بيانات مختلف حضرت استاد دام ظلّه الوارف. 8تعريف بعضي از افراد بياطّلاع از لوح محفوظ ناصحيح است. 9افرادي كه چشم آنها به حقائق عالم غيب باز شده الآن و آينده برايشان يكيست! 10مقصود از ديدن اهل معرفت، حقيقت وجود افراد است نه صورت ظاهري آنها. 11معناي لوح محفوظ در كلام امام صادق عليه السّلام. 12ولايت امام بالاتر از لوح محفوظ است. 13انكار كردن حقّ توسّط بعضي از جرائد نسبت به برخي اشخاص. 14خطاي يكي از بزرگان از تلامذه مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه. 15حضرت علاّمه طهراني: اولياء خدا «رِند» هستند و بند را آب نميدهند. 16اميرالمؤمنين علیه السلام حقيقت خود را به سلمان و ابوذر معرّفي ميكنند. 17توصيف بليغ حضرت هادي عليه السّلام از ذات و صفات پروردگار. 18نهايت بلوغ علمي و ادراك اهل ظاهر توصيف ظاهري از پيغمبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم است. 19امام هادي عليه السّلام نبيّ اكرم را فراتر از حدّ وصف ميدانند. 20علم غيب حضرت هادي عليه السّلام.
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
توضیحات:
حقیقت لوح محفوظ و کیفیت احاطه واشراف ائمه اطهار بر آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1حجّت باطن قطعي است و به صورت وحي و يا الهام ميباشد. 2پيغمبر أكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در كيفيّت و ظرف ابلاغ ولايت علي عليه السّلام تأمّل داشتند. 3وظيفۀ انسان در قبال حقّ چيست. 4منكر حقّ در عصر حاضر مانند منكرين زمان اميرالمؤمنين عليه السّلام هستند. 5شيعۀ اميرالمؤمنين عليه السّلام پيرو راه اوست ولو به ظاهر نصراني باشد. 6انكشاف حقائق براي امام بواسطۀ اطّلاع بر لوح محفوظ است. 7حقيقت لوح محفوظ با بيانات مختلف حضرت استاد دام ظلّه الوارف. 8تعريف بعضي از افراد بياطّلاع از لوح محفوظ ناصحيح است. 9افرادي كه چشم آنها به حقائق عالم غيب باز شده الآن و آينده برايشان يكيست! 10مقصود از ديدن اهل معرفت، حقيقت وجود افراد است نه صورت ظاهري آنها. 11معناي لوح محفوظ در كلام امام صادق عليه السّلام. 12ولايت امام بالاتر از لوح محفوظ است. 13انكار كردن حقّ توسّط بعضي از جرائد نسبت به برخي اشخاص. 14خطاي يكي از بزرگان از تلامذه مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه. 15حضرت علاّمه طهراني: اولياء خدا «رِند» هستند و بند را آب نميدهند. 16اميرالمؤمنين علیه السلام حقيقت خود را به سلمان و ابوذر معرّفي ميكنند. 17توصيف بليغ حضرت هادي عليه السّلام از ذات و صفات پروردگار. 18نهايت بلوغ علمي و ادراك اهل ظاهر توصيف ظاهري از پيغمبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم است. 19امام هادي عليه السّلام نبيّ اكرم را فراتر از حدّ وصف ميدانند. 20علم غيب حضرت هادي عليه السّلام.
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آل بيته الطّاهرين، و اللعنة على أعدائهم أجمعين
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ القصص، ٨٣ اگر نظر شریف آقایان باشد در آخر جلسه قبل مطالب یك قدری فشرده شد و نكاتی برای رفقا مبهم باقی ماند، گرچه قول دادیم كه از این فقره عبور كنیم و به فقره شریفه بعد برسیم ولی بنظر رسید كه شاید این جلسه را هم در تتمّه مطالب و توضیح بیشتر قسمت اخیر مطالب گذشته بپردازیم مناسبتر باشد تا انشاء اللَه خدا چه خواهد.
عرض شد كه: مراتب اطّلاع و ادراك و معرفت انسان یا از راه باطن است یا از راه ظاهر و از این دو مسأله خارج نیست. یا انسان باید بواسطه حجّت باطن و دلیل قطعی به مطلبی دسترسی پیدا كند كه آن دلیل و حجّت یا بواسطه وحی است كه از ناحیه پروردگار بر انبیاء نازل میشود و یا بواسطه الهام و انكشاف حقائق در نفس مانند امام علیهالسّلام كه بدینوسیله به آن حقیقت دست مییابند و این وحی، حجّت است و خود نبی و پیامبر نسبت به او هیچ شكّی ندارد زیرا اگر از ناحیه پروردگار وحی بر نبی یا پیغمبری نازل شد و او نسبت به آن شكّ داشت، نفس این شكّ دلیل بر بطلان نبوّت اوست! شك و تردید در اینكه آیا این وحی به چه كیفیت است و آیا این مطلب را كه من درك كردم درست درك كردم یا واقعیت به چیز دیگری است؟! خود همین دلیل بر بطلان است.
راجع به این مسأله فعلًا به اجمال میگذرانیم زیرا در اینجا سؤالات و شبهات زیادی وجود دارد مانند شبههای كه راجع به حضرت ابراهیم علیهالسّلام است در قضیه ذبح فرزند آن حضرت كه پاسخ آن این است كه آن مسأله با اینجا تفاوت دارد، زیرا طبق بعضی از روایات حضرت در آنجا هیچ تردیدی نداشتند، منتهی كیفیت و چگونگی انجام این مسأله و قضیه برای حضرت هنوز روشن نشده بود.
