حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
7ولو به ظاهر نصرانی باشد، و مخالف أمیرالمؤمنین آن كسی است كه بر خلاف مسیر ولایت او كه مسیر حقّ است حركت كند ولو شیعه باشد و به ظاهر بگوید أشهد أنّ علیا ولی اللَه ولی دروغ میگوید! فقط زبان است! وقتی در اینجا دروغ میگوید در روز قیامت هم به صورت مخالف أمیرالمؤمنین محشور میشود!
یكی از رفقا و دوستان میگفت: روزی وارد مجلسی در یكی از شهرستانها شدم كه در آن مجلس صحبت از ولایت أمیرالمؤمنین بود آن شخص خطیب و متكلّم هم راجع به مسأله ولایت صحبت میكرد میگفت: نگاه كردم صفّ شیعیان را دیدم (حالتی برایش پیش آمده بود كه صورت ملكوتی افراد را مشاهده میكرد.) و مشاهده كردم عدّهای جزء شیعیان هستند و صف سنّیان را هم دیدم البتّه اینكه چند درصد جمعیت آنها سنّی بودند را دیگر نمیگویم! آنها را میدیدم كه به ظاهر و اسماً میگویند علی! ولیكن نور علی در پیشانی آنها تحقّق ندارد! ولایت أمیرالمؤمنین در آنها نیست! گوش دادن هم، كه مایهای نمیبرد! انسان به هر حرفی بیاید گوش بدهد و پای صحبت این و آن بنشیند گوش است دیگر! یك موجی میآید و میرود و یك فعل و انفعالات هم در مغز و فلان ایجاد میكند و همین! آمدن و نشستن و شركت در یك مجلس نمودن كه مسألهای نیست مهمّ این است كه قلب تا چه حدّ با این مطالب موافق است؟! وجدان و ضمیر چقدر با این مسائل هماهنگی دارد؟! ما باید به دنبال آن برویم و در پی این مطلب باشیم! صرفاً آمدن در مجلس و مطالبی را گوش كردن و آن را در ذاكره و حافظه قرار دادن دردی را دوا نمیكند!
باری، در ابتدای جلسه گفتیم كه انسان باید بواسطه حجّت باطن و دلیل قطعی به حقائق دسترسی پیدا كند و این یا از راه وحی است كه پیغمبران از این راه به این مطالب میرسند، و یا بواسطه الهام و انكشاف حقائق در نفس، مثل ائمّه علیهم السلام كه از این راه به واقعیات راه مییابند. و بحث ما امروز راجع به این نكته مهمّ است كه چگونه امام علیهالسّلام به حقایق و به واقعیات اشراف پیدا میكند؟ زیرا آنها هم به یك چنین مطالبی كه پیغمبر دریافت مینمود میرسند و حجّت آنها هم حجّت شرعی است و آن كسانی كه از راه باطن و الهام و انكشاف حقائق، در نفس حركت كردند به مرتبهای رسیدند كه عبارت از مرتبه عصمت است! یعنی مرتبه مصونیت از خطا و اشتباه میباشد.

