
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
31امام هادی علیهالسّلام به فتح میفرماید:
... یا فتح! إن اللَه جل جلاله لا یوصَفُ إلّا بما وصف به نَفسَهُ فَأنّی یوصَفُ الذّی یعجِزُ الحواسُّ أن تُدركَه، و الأوهامُ أن تَنالَه، و الخطراتُ ان تحدّه و الأبصارُ أن تُحیطَ به جَلَّ عمّا یصفَه الواصفونَ و تعالی عمّا ینعتُه النَّاعِتون نَأی فی قُربه، و قَرُبَ فی نَأیهِ فهو فی نَأیهِ قریبٌ و فی قُربه بعیدٌ كیف الكَیفَ فلایقالُ: كیفَ؟ و أین الأینَ فلایقال أین؟1 ای فتح! حقّاً خدای متعال بوصف درنمیآید! و هیچ ذاتی نمیتواند پروردگار را توصیف كند و نعت كند و اوصاف او را بشمارد زیرا این اوصافی كه ما برای خدا بیان میكنیم بر حسب مرتبه ما و میزان علم ما از مسائل عالم وجود است! آن كسانی كه نسبت به مسائل فلسفی و عرفانی اطّلاع دارند مقداری دقیقتر و عمیقتر میتوانند نسبت به ذات پروردگار اطّلاع پیدا كنند؛ آنهائی كه نسبت به این مسائل اشراف و اطّلاع ندارند طبعاً مدركات آنها بسیار ناقصتر است گرچه آنها از مراتب دیگر علمی دارای حظ و بهره باشند ولی نسبت به معرفت پروردگار و خصوصیات اسماء و صفات كلّیه و مراتب وجودیه او و كیفیت تجرّد ذات پروردگار و التیام و التئام و توافق آن ذات با عوالم مختلفه بخصوص عالم مادّه، اینها مطالبی نیست كه در سایر علوم بتوان از آنها اثری پیدا كرد! بلكه اینها را باید در جای خودش جستجو نمود! لذا تمام مطالبی را كه اینها در توصیف از پروردگار بیان میكنند یا از ثنویت و یا از جبر و یا از انعزال سردرمیآورد چون نمیتوانیم بین عالم تجرّد و عالم مادّه تلفیق برقرار كنیم لذا میگوئیم: پروردگار در جای دیگر است و عالم مادّه جائی دیگر!
حضرت امام هادی علیهالسّلام میفرمایند: خداوند به وصف در نمیآید او از اوهام برتر و از عقول بالاتر است! و همانطور كه خدا به وصف درنمیآید رسول او هم به وصف درنمیآید! ببینید! در اینجا امام هادی علیهالسّلام میخواهند بفرمایند: همانطور كه پروردگار خودش ذاتش را توصیف میكند و هیچ كسی غیر از پروردگار نمیتواند او را توصیف كند، همینطور نسبت عجز از توصیف پیغمبر را به غیر پیغمبر میدهد و میفرماید: پیغمبر هم قابل توصیف نیست یعنی حقیقت پیغمبر اكرم مثل پروردگار است كه قابل توصیف نیست!
- اثبات الوصيّى، ص ١٩٨، طبع نجف؛ اسرار ملكوت، چاپ اوّل، ص ١٢٦؛ و بحار الانوار، ج ٥٠، ص ١٧٧، حديث: ٥٦ بنقل از كشف الغمّه با مختصر اختلاف در لفظ.
