حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
13مجرّدات و موجودات مجرّده بصورت ابداعی آفریده شدهاند و نیازی به زمان ندارند. یعنی خدای متعال برای خلق ملائكه احتیاج به زمان ندارد مثلًا بگوید: امسال جبرئیل و میكائیل و دار و دستهاش را خلق میكنیم و سال دیگر عزرائیل و اسرافیل و دیگر ملائكه را میآفرینیم! نه! وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ ... القمر، ٥٠ به دفعةٍ واحدة كلّ عالم مجرّدات، اعمّ از عالم نفوس كلیه و عالم عقول و عالم ملائكه همه اینها خلق شدهاند! امّا اینكه بگوئیم از كِی و چه زمانی؟ پاسخ این است كه: در اینجا دیگر كی و زمان معنا ندارد! آیا از یك میلیون یا یك میلیارد یا صد میلیارد سال پیش؟ به هیچ وجه زمان در اینجا معنا ندارد! زیرا عالم مجرّدات عالم مافوق زمانند و در عالم مافوق زمان دیگر مقوله زمان نمیگنجد تا انسان اشیاء را با آن مقوله قیاس كند! ولی در عالم مادّه مقوله زمان متصوّر است امروز یكی به دنیا میآید فردا دیگری و پس فردا دیگری و همه اینها مشمول زمان هستند! اینها همه مربوط به مجرّدات بود.
امّا درباره مادّیات هم مسأله همینطور است زیرا آنچه كه مربوط به عالم مادّه هست و حقائق خارجی (این را برای رفقا بدینجهت عرض میكنم تا گرچه یك مقداری بحث مشكل شده این شبهه پیش نیاید كه: با این تعریف ما درباره لوح محفوظ چگونه، آن پدیدههائی كه هنوز بوجود نیامدهاند در لوح محفوظ وجود دارند؟! مثلًا افرادی كه هنوز بدنیا نیامدهاند و ده سال دیگر یا صد سال دیگر به دنیا میآیند، قضایائی كه بعداً انجام میشود زلزلهها و جنگهائی كه آینده انجام میپذیرد، تغییر و تحوّلاتی كه در عالم مادّه واقع میشود، چطور الآن در لوح محفوظ هست؟!) و هر آنچه كه در این عالم مادّه خلقتش منوط به گذشت زمان است از دیدگاه ما است! ولی از دیدگاه واقع و از نظر علّی هیچ زمانی تأثیر در تحقّق خارجی آن شیء ندارد و این یك مسأله بسیار مشكل است!! فعلًا این مقدار را رفقا قبول بكنند! البتّه رفقا و دوستان اهل فن، این مطالب را متوجّه میشوند و میدانند: آنچه را كه از اشیاء مادّی بعداً تحقّق پیدا میكند و زمان در تحقّق آنها دخالت دارد مربوط به ادراك و بصیرت ظاهری و مادّی ما است! و معلول نقصان وجودی و معرفتی ما است، و مبتنی بر عدم اطّلاع ما بر حقائق عالم غیب است! ما برای اینكه بدانیم فردا و پس فردا چه اتّفاق میافتد باید ایامیرا سپری كنیم والّا اطّلاعی از آینده نداریم زیرا ما تا چشم باز نكنیم چیزی را نمیبینیم و تا گوش ما صدائی را نشنود به مسألهای اطّلاع پیدا نمیكنیم.

