حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
5دور میزنیم و به دور سر خود میچرخانیم و برای خود محمل میتراشیم و برای این منظور كتابها را ورق میزنیم كه ببینیم آیا میتوانیم از درون كتب چیزی دربیاوریم! عزیز من! چرا اینقدر خودت را اذیت میكنی؟! در مقابل حقّ بگو آری و كار را تمام كن! هم خودت را و هم خلق خدا را راحت كن! و هم مسائل و بدبختی و گرفتاری و عذاب را برای خود نیاور! علی كلّ حال اینها مسائلی است كه انسان خیلی باید از آن پند بگیرد و متوجّه باشد كه این قضایا اختصاص به یك قوم دون قومی ندارد و برای عدّهای خاصّ نیست بلكه یك روند و یك جریان تاریخ است در هر برهه از زمان با گروهی تصادم و ارتباط پیدا میكند! دیروز نوبت عدّهای بود و امروز نوبت ما و فردا نوبت عدّهای دیگر است! یعنی همه ما در مواجهه با حقّ به هر شكلی كه میخواهد باشد مسؤول میباشیم! قضیه دیروز تنها مربوط به هزار و چهار صد سال پیش و أمیرالمؤمنین علیهالسّلام نبود بلكه قضیهای ممتدّ تا روز قیامت است!
صحبت ما اكنون درباره وظیفه انسان در برابری با حقّ است! آن كسی كه امروز در یك قضاوتی حقّ را میبیند و میداند كه این حقّ مربوط به كدام طرف است و در عین حال به طرف دیگر میدهد این همان كسی است كه هزار و چهار صد سال پیش پشت عمر ایستاد و همان است كه در مقابل أمیرالمؤمنین قد علم كرد! منتهی زمانه او را به تأخیر انداخته و به جای هزار و چهار صد سال پیش در سال هزار و چهار صد و بیست و هشت هجری قمری زندگی میكند! این قضیه با او برخورد میكند! كسی كه از رفیقش یك مطلبی را میبیند و میداند كه حقّ با شخص بیگانه است و رفیق او خلاف میگوید و در عین حال حقّ را به او میدهد چون رفیق است این بداند كه در صف عمر است گرچه در سال هزار و چهار صد و بیست و هشت هجری قمری است و هیچ تفاوتی با آنها ندارد! آن كسی كه در جریانی كه بر خلاف امیال نفسانی اوست واقع میشود و مطلب را هم خوب درك میكند و دائماً به دور خود میگردد تا اینكه راه و مفرّی برای جلب آن مسأله به نفع خود پیدا كند بداند كه همان شخصی است كه وقتی كه چشمش به أمیرالمؤمنین میافتد خودش را بین جمعیت پنهان میكند و میرود پشت سر آن صحابی مینشیند و پنهان میشود تا اینكه برای ادای شهادت، حضرت او را نبینند و از او بخواهند كه بیا و درباره گفتار پیغمبر در مورد غدیر و امثال آن شهادت بده! این همان است او رفت و پشت سر اصحاب و دور زد و در كناری نشست، و این هم دائماً اینطرف آنطرف، این قانون و آن قانون، این كتاب آن كتاب میكند تا به یك نحوی یك راهی، شاهدی و مستمسكی پیدا كند تا اینكه بتواند حقّ را زیر پای خود بگذارد! مطلب همان است و هیچ تفاوت با هم ندارد!

