
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
27بچه دو ساله یا پنج ساله و ده ساله هر روز علمش كم و زیاد میشود. «ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟!»
امام میفرماید: تمام حقائق تا روز قیامت در نفس من قرار دارد، آیا در زیارت ائمّه علیهم السلام نمیخوانیم: ارادة الرّبّ فی مقادیر اموره تهبط الیكم و تصدر من بیوتكم ...1 مجاری امور و اراده و مشیت پروردگار به واسطه وجود شما و نفس شما امضاء میشود و در این عالم جاری میشود! یعنی هر آنچه كه از عالم وجود در خارج تحقّق پیدا میكند آن بواسطه ولایت شما كه همان جنبه اراده و مشیت پروردگار است در عالم تحقّق پیدا میكند!
أمیرالمؤمنین علیهالسّلام وقتی كه سلمان و اباذر از آنحضرت سؤال كردند: یا علی! معرفت و شناخت تو چگونه است؟! حضرت در جواب میفرماید: معرفتی بالنورانیة معرفة اللَه عزّوجلّ و معرفة اللَه عزّوجلّ معرفتی بالنّورانیة2 معرفت من معرفة اللَه است و معرفت به پروردگار معرفت من به نورانیت است!
این حدیث معروف است به حدیث نورانیت انشاء اللَه اگر توفیق پیدا كنیم قصد دارم این حدیث را ترجمه و تفسیر كنم كه معرفت به نورانیت یعنی چه و منظور از معرفت به نورانیت چیست؟! حضرت در آنجا توضیح میفرمایند كه: ذات پروردگار شناخته نمیشود مگر به خود پروردگار؛ و معرفت من، معرفت پروردگار است نسبت به ذات خود! یعنی كسیكه مرا شناخت خدا را به نورانیت شناخته و كسی كه خدا را به نورانیت شناخته است مرا شناخته و این همان اتّحاد ولایت و توحید است! و همان اشراف علّی بر لوح محفوظ است نسبت به تمام عالم وجود كه این مضمون در زیارت جامعه آمده است همانطور كه گفتیم تمام مجاری امور پروردگار از ناحیه ایادی و نفوس و مشیت آنها نشأت میگیرد!
أمیرالمؤمنین علیهالسّلام به سلمان میفرماید: این معرفت معرفت به نورانیت است! من در این زمینه واسطه عالم وجود هستم! لذا میفرماید: كشتی نوح را من به سر منزل مقصود رساندم! ابراهیم را من از آتش نجات دادم! موسی را من از آب عبور دادم! عیسی را من به آسمان بردم، نوح را من نجات دادهام! تمام اینها را كه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در این روایت بیان میكند همان حقیقت ولایت است! و این عبارت است از مقام عصمت كه در مقام عصمت دیگر اشتباه در تصور معنا ندارد! چون حضور نفس نسبت به اشیاء خارجی،
- كامل الزّيارات، طبع مكتبى الصّدوق، ص ٢١٩؛ كافى، ج ٤، ص. ٥٧٧
- بحار الانوار، ج ٢٦، ص ١، باب نادر فى معرفتهم بالنّورانيّه (١٣)، حديث: ١.
