
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
حقیقت لوح محفوظ و احاطه واشراف ائمه اطهار علیهم السلام بر آن
23نفسانی موجب میشود كه عقل نسبت به قضاوتی كه میكند آنطور صددرصد نتواند روی نقطه مثبت بایستد زیرا هنوز آن مراتب وجودی نفس كه عقل هم یكی از آن مراتب وجودی است كامل نشده تا بواسطه استكمال نفسانی بتواند در آن انطباقش با مطالب و در قضایا صحیح قضاوت نموده و صحیح نتیجه بگیرد!
لذا ما میبینیم بسیاری از افراد كه به مراتب روحی دست یافتند و چون هنوز در این مرتبه نقصان قرار دارند از نقطه نظر مسائل ظاهری دچار اشتباه میشوند! گرچه دارای حالات و مراتبی هستند! قضیهای برای یكی از دوستان ما اتّفاق افتاده است و بنده هم در جریان آن بودم یكی از افراد از بزرگان كه از شاگردان مرحوم قاضی هم بوده و بنده هم نسبت به ایشان ارادت داشتم و دارم و چند سال پیش هم از دنیا رفته است و به بعضی از مطالب و مكاشفات و بعضی از اخبارات هم معروف بوده و اخیراً هم یك كتابی دیدم راجع به ایشان نوشته شده است راجع به یك قضیه كه خود او هم اطّلاع نداشته است (یعنی همان كسی كه بر بعضی از مطالب اشراف و نظر دارد و حالات او برای بسیاری از افراد معروف است) ببینید در اینجا چه اشتباهی میكند! و اگر این حكایت موجب منقصت ایشان نمیشد اسم ایشان را میبردم عرض كردم: خودِ من نسبت به ایشان ارادت داشتم و دارم، منتهی علی كلِّ حالٍ مطلب خیلی دقیق است و به این راحتی نیست. درست است كه این شخص، بزرگ است و صاحب مكاشفات و دارای حالات روحی است ولی قضیه هنوز تمام نیست! و هنوز مراتب وجودی نفس او به مرتبه استكمال نرسیده است! شخصی از ایشان استخاره میخواهد و استخاره هم بسیار خوب میآید در حالی كه این استخاره مربوط به طلاق بوده او هم بر اساس ارادتی كه به این شخص داشته و بر اساس ارادت و اعتمادی كه نسبت به او داشته اقدام میكند و از شوهرش جدا میشود بعد این فرد متوجّه میشود این استخاره مربوط به طلاق است روزگاری برسرش میآید خواب نداشته، بیداری نداشته عجب! استخاره من باعث شد كه این خانواده از همدیگر متلاشی بشوند! در آن جریان، چون من در آن جریان بودم كاملًا نسبت به این قضیه اطّلاع داشتم، تمام راههائی را كه این بنظرش میرسیده این بنده خدا انجام داد كه دوباره برگردد دیگر برنگشت! تا اینكه بالأخره برای من پیغام داد توسّط یك شخصی، من هم خیلی متأثّر شدم چون من در جریان این قضیه بودم و اطّلاع نداشتم اگر میدانستم ممانعت میكردم جلوی این مسأله را میگرفتم، اطّلاع داد كه به فلانی بگو: كه از طرف حضرت پیغام دارم كه من بروم و اقدام كنم و این مسأله را برگردانم من به آن شخص گفتم از طرف من به
