تقوا و آثار آن (٢)
7نماز خواند. اینقدر مسئله، مسئله مهم است. گرچه برحسب ظاهر، این شخص میگوید من الان این جنس را فروختم دیگر، الان به این قیمت است. شما برو تحقیق كن، برو قیمت را بدست بیاور. خیار شرط و خیار غبن را هم برمیداریم، اختیار و همه اینها سلب میشود، صورت ظاهری شخص بسیار خوب، ولی در باطن عمل شیطنتآمیز، عمل مكارانه، عمل خائنانه نسبت به همنوع و هموطن و انسان، حالا چه مسلمان باشد، چه یهودی باشد، چه نصرانی باشد فرق نمیكند. انسان، انسان است تفاوتی ندارد. آن هم یك بنده خداست، آن هم مخلوقی از مخلوقات خداست.
ببینید، این اولیاء الهی آنهایی هستند كه به آن مرتبه تقوایی رسیدهاند كه ارتباط با آنها و در تحت تربیت قرار گرفتن آنها، دین ما به واسطه آنها تضمین و گارانتی میشود اینگونه افراد. این قسم افراد آنهایی هستند كه در عمل و تعامل و ارتباط با آنها آنچه را كه حاقّ واقع است به ما منتقل میشود، آنچه را كه منظور نظر امام معصوم است به ما میرسد، این مسئله، مسئله مهم است.
من در طول حیات خود در ارتباط با جریانات مختلفی كه در زمان مرحوم آقا پیش میآمد اینقدر از این مسائل را دیدهام جز اینكه بگویم این عمل و این حالت نشأت گرفته و ریشه او در وجود این بزرگواران حالتی است كه آنها دیگر قادر بر تفكر بخلاف امر توحیدی را نمیتوانند داشته باشند. وجود آنها وجود توحید شده، نفس آنها متغیر و متبدّل شده، نمیتوانند دیگر تفكری كنند كه بیایند حالا مخالفش را انجام بدهند، نمیتوانند دیگر تعلّقی داشته باشند كه مخالفش را انجام بدهند. نسبت به خودم در ارتباط با مرحوم آقا مواردی را دیدم كه بعد از زمان حیاتشان متوجّه شدم در این موارد ایشان به حَسْب ظاهر بنحوی عمل كردند كه مطلب به ضرر من تمام بشود و به نفع افراد دیگر و من این را بعداً فهمیدم، نه اینكه بخواهند مسئله را یك قسمی قرار بدهند كه بخواهد حالا به نفع فرزندشان تمام بشود. یعنی حتّی آنچنان پیچیده و آنچنان ظریف و دقیق عمل شده كه حتّی در زمان حیاتشان این قضیه برای من روشن نشده بود. بعدها یك قضیهای اتفاق افتاد یك صحبتی شد، از یك جایی، گفتیم عجب! پس این پدر ما در زمان حیات پس اینجوری عمل كرده بود، كارش اینطور بود، چرا اینطور است؟ چون اولیاء الهی همه را یكسان میبینند. فرقی بین فرزندشان و غیرفرزندشان نمیگذارند. فرقی بین افراد و بین منتسبین به خود نمیگذارند. اگر بگذارند میشوند مثل ما، دیگر تفاوتی ندارند. فرقی نمیكنند. حتّی در بعضی از اوقات هم حالا به یك نحوی باز یك كمی جانب افراد را ترجیح بدهند، تمایلی به قضایای دیگر پیدا كنند كه هیچگونه شائبه نفسانی اصلًا در این عمل وجود نداشته باشد.

