تقوا و آثار آن (٢)
5دارد عبائی میاندازد بر دوشش و در مسجد در صف اول میایستد و در سایر جاها رتق و فتق امور میكند و یك فرد وجیه در میان مردم است و انسان به آنها مراجعه میكند، همین. دیگر بیش از این نمیخواهیم پا فراتر بگذاریم، نمیخواهیم بیش از این قدم جلو بگذاریم.
در جلسه قبل خدمت رفقا عرض كردم یك آدم منافق هم میتواند بسیار موجّه در میان جامعه زندگی كند. رفتارش به نحوی باشد كه كسی نتواند از او خرده بگیرد، صحبتش صحبتی باشد كه جاذب باشد، ارتباطش با افراد ارتباطی باشد كه آن ارتباط موجب جلب توجه و انظار افراد بشود، ولی منافق است. در دل چیز دیگری را میگذراند و در ظاهر چیز دیگری را میگذراند. امام علیه السّلام و اولیاء الهی با این طرز تفكر در جامعه كاری ندارند این تفكر تفكر مسلمان نیست. آن شخصی كه میداند یك قضیهای هفته بعد اتّفاق میافتد اجناس نصف قیمت میشود، الان بلند شود برود منزلش را بفروشد الان برود آن مالالتّجارهاش را بفروشد الان برود این معامله را بكند برای اینكه ضرر را متوجه دیگری كند و نفع را متوجه خود كند این مسلمان نیست، گرچه به ظاهر شهادتین بر زبان براند، در روز قیامت در صف كفّار قرار میگیرد و با سر به جهنّم خواهد رفت. گرچه یك مَن هم ریش داشته باشد! گرچه ملبّس به هر لباسی بخواهد باشد! به هر كیفیتی میخواهد باشد.
شیعه امیرالمؤمنین كسی است كه جریان عالم خارج و دنیا را جریان مرتبط با تقدیر و مشیت الهی میداند و بر اساس آن طرز تفكر، با افراد ارتباط دارد. اگر قرار بر این است كه مسئلهای اتّفاق بیفتد و ضرری متوجه او بشود آن ضرر را از ناحیه خدا میداند، خدا خواسته ضرر بكند، بكند. چرا ضرر را میخواهی به گردن دیگری بیندازی؟ این درست است؟ انسان این كار را انجام میدهد؟ حیوان این كار را میكند انسان نیست. خدا میخواهد یك قضیهای در جامعه اتّفاق بیفتد؛ فلان جنس قیمتش برود بالا، خواست خداست حالا شرایط جامعه، مسائل، مصالح، هرچه میخواهد باشد. بالاخره همیشه كه قرار نیست مسئله به یك روال بماند در همه زمانها بوده در زمان ائمّه بوده در زمان پیغمبران بوده گذشته بوده، الان هست، آینده، یك وقتی یك جنس كم میشود یك وقتی یك جنس زیاد میشود، یك وقتی قحطی پیدا میشود. آدم این فكر را بكند كه الان كه این جنس كم میشود، این قحطی كه میخواهد یك ماه دیگر پیدا بشود، الان این جنس را به بازار نیاورم صبر كنم صبر كنم یك ماه دیگر دو ماه دیگر سه ماه دیگر بیاورم كه پول بیشتری را از مشتری بگیرم، در قبال ارائه این متاعی كه فعلا نایاب است. این انسان نیست، انسان نیست. این یك سو نگریستن است، فقط خود را دیدن است. یك مثال زدم در همه مسائل مطلب به همین كیفیت است، در همه ارتباطات مسئله به همین كیفیت است.

