اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقوا و آثار آن (٢)

14318
عنوان بصری

تقوا و آثار آن (٢)

37
  •  آن مرتبه عقل رسید به مرتبه تصحیح خیال رسیده، دیگر خیالی ندارد. آن عقل عقل تام است. این یك مرتبه. یك روایت دیگر هم داریم اول ما خلق اللَه نور نبیك یا جابر1 اولین مرتبه ظهور پروردگار در عالم خلق، ظهور در ولایت پیغمبر است.

  •  پس بنابراین نتیجه این دو عبارت كه هر دوی اینها در یك نقطه به هم تلاقی می‌كنند چیست؟ عالم عقل عبارت است از عالم ولایت پیغمبر صلی اللَه علیه و آله و سلم، به این مرتبه اگر انسان برسد به مرحله عصمت رسیده، اولیای الهی به این مرتبه رسیدند. یعنی در زیر ولایت پیغمبر و در تحت ولایت امام زمان علیه السّلام و سایر ائمّه، افراد بیایند بالا بیایند بالا، از نقطه نظر مقامات نفس عبور می‌كنند همین‌طور می‌آیند می‌آیند، تا می‌رسند به همان مرتبه ولایت تام، در آن ولایت كه قرار گرفتند دیگر نفس آنها نفس بشری نیست، دیگر نفس ندارند، دیگر هوی ندارند، دیگر تخیل ندارند، ادراك آنها ادراكی است كه از مافوق در نفس آنها آمده، نه از پایین در نفس آنها طلوع كرده، نه بر اساس مطالعات و دیدن و خبرها و نظرها و سایر مطالب برای اینها اندوخته‌ای جمع شده و نتائجی پیدا شده، خروجی آنها خروجی نیست كه بواسطه ورودی این‌گونه امور باشد. خروجی آنها همان ورودی است همان چه را كه از ناحیه پروردگار بر قلب رسول خدا و ائمّه می‌آید، همان می‌آید بر قلب اینها از ناحیه نفس رسول خدا و امام، در زیر سایه امام یك جریان قرار دارد نه دو جریان، این جریان در اینجا قطع نمی‌شود. كلام آنها كلام امام است، فعل آنها فعل اوست. لذا دیگر نمی‌توانند بگویند ما اشتباه كردیم، دیگر نمی‌توانند بگویند ای كاش این را نمی‌گفتیم! دیگر نمی‌گویند این مطلب ما اشتباه بود. بله، در مسائل جزئی همان‌طور كه عرض كردم این مسائل پیش پا افتاده‌ای حالا یك چیزی را اشتباه می‌بیند یك شخصی را حالا چشمش ضعیف است، حالا دلیل نیست بر اینكه هر كسی ولی خداست چشمش دوازده دهم باشد، نه بابا ممكن است یك عینك ته لیوانی می‌گفتند ته كاسه‌ای می‌گفتند! آن هم بزند البتّه حالا دیگر ظریف‌تر شده نه حالا دلیل ندارد! نه! همان‌طوری كه عرض كردم، در اعتقادات در ارتباط با پروردگار و در آنچه را كه به افراد نسبت به مصالح آنها و نسبت به مسائل جامعه می‌گوید كلام آنها كلام امام است بدون بروبرگرد. این رسیدن به مسئله ولایت است.

    1. ٢. بحار الأنوار، جلد ١٥، ص ٢٤ (با مقدارى اختلاف).