
تقوا و آثار آن (٢)
تقوا و آثار آن (٢)
35مطالب مافوق را میبیند این مسائلی را كه اینها میگویند میخندد. جریاناتی كه دور او را احاطه میكند در او اثر نمیگذارد چون او بالاتر را دارد میبیند.
مگر مرحوم آقا نفرمودند؟ مگر نگفتند؟ به ما گفتند كه مسائل به این كیفیت نخواهد بود مطلب به نحو دیگری خواهد شد. كی؟ سالها قبل، سالها قبل از اینكه جریانی اتّفاق بیفتد! سالها قبل از اینكه ما چیزی ببینیم. سالها قبل از اینكه ما مسئلهای را مشاهده كنیم. آن هم به اندازه ضرورت، نه در هر جایی. مطالب گفته می شد. چرا؟ چون دارد بالا را میبیند. بعد قضایایی كه اتّفاق میافتد، مسائلی كه اتّفاق میافتد، این دارد میبیند یك پروندهای همینطور یكی یكی ورقها میآید پس از دیگری تا حالا كی به آن ورق آخر میرسد، آن ورق آخر را دارد میبیند.
عرض كردم خدمت رفقا، یك شب داشتیم در همان زمان حكومت نظامی بود، دیگر چیزی نمانده بود حدود یك ساعتی مانده بود. به اتّفاق ایشان از مسجد آمدیم پیاده به سمت منزل، از این طرف خیابان سعدی آمدیم در آن طرف خیابان سعدی، از همین دكههای روزنامه فروشی كه داشتیم میگذشتیم اصلًا ایشان روزنامه نمیگرفتند ما آن موقع اصلًا روزنامه نمیگرفتیم یكدفعه ایشان نگاه كردند دیدند عكس یك شخصی كه آمد و بعد هم رئیسجمهور شد و بعد هم جریانش را دیگر همه میدانند. من اصلًا خودم این را نمیشناختم این آدم را تا آن موقع، یكی دو دفعه اسمش را شنیده بودیم. ایشان همینطور با عصا اشاره كردند به همان روزنامه، این كیست؟ گفتم آقا این یك همچنین كسی است بالاخره در این مسائل هست، اخیراً ما اسمش را شنیدیم. یك سری تكان دادند: روزی خواهد آمد بلایی از این مرد بر سر ایران بیاید كه دیگر جبران نخواهد شد. اصلًا قبل از اینكه این حرفها باشد، اینها از كجا این حرفها را میگویند؟ كی این حرفها را به اینها میزند؟ آیا دیگر جریانات میتواند در افكار اینها اثر بگذارد؟ میتواند؟ هزاران نفر خودشان را تكهتكه بكنند وقتی این دارد میبیند چه میخواهد اثر بگذارد؟ چه میخواهد؟ چه میخواهد ببیند؟ چه واقعهای میخواهد حال و هوای اینها را تغییر بدهد؟
