اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقوا و آثار آن (٢)

14318
عنوان بصری

تقوا و آثار آن (٢)

27
  •  است كه به نحوی خود را آماده كنیم كه وقتی آن اطلاعات و آن معلومات و آن مسائل در نفس قرار می‌گیرد مسیر صحیح خودش را طی كند، این مهم است.

  •  یكی از رفقا یكی از دوستان آمده بود در یك قضیه‌ای اختلاف داشت، مسائلی بود مورد اختلاف، اختلافاتش هم اختلافات شخصی نبود، اختلافات مبنایی بوده. از یك نفر حرفی پیش من نقل كرد، یك حرفی به ظاهر ظاهر زننده‌ای داشت، حكایت از یك نوع دعوی می‌كرد، حكایت از یك مسئله‌ای می‌كرد. وقتی‌كه برای من نقل كرد من یك دو لحظه فكر كردم، گفتم شما آیا احتمال نمی‌دهید كه منظور او این باشد؟ شاید این بوده؟ آن شخص یك خورده فكر كرد، گفت شاید. گفتم: خوب، این احتمال را قبلًا شما می‌دادید. قبل از اینكه بیایی. یك احتمال عقلایی است و انسان می‌تواند بدهد حالا شاید هم به نظرش نرسیده بود، حالا آن هم نمی‌توانیم بگوییم تقصیر داشت، نه! شاید به نظرش نرسیده بود ولی انسان چقدر خوب است كه ولو اینكه فردی است كه دارد از او نقل می‌كند، مخالف با اوست در مبنا و در عقیده و در مرام، ولی مطلبی را كه می‌شنود فوراً به آن جنبه نفی و سلبی‌اش نگاه نكند، شاید یك نوع موقعیت مثبتی داشته باشد، مگر اینكه دیگر معلوم باشد، دیگر مشخص باشد، دیگر یقینی باشد. آدم وقتی‌كه این چراغ را می‌بیند دیگر نمی‌تواند بگوید كه آقا این خاموش است. به این نحوه باید باشد.

  •  اگر انسان این كار را در خودش استمرار داد، این روش را در خودش استمرار داد، یكی از سریع‌ترین راه‌ها برای تصحیح خیال است. كه انسان همیشه قبل از اینكه سریع بخواهد فكر كند بنشیند برای آن عملی را كه شنیده، برای آن خبری را كه شنیده، برای آن واقعه‌ای را كه احساس كرده، بنشیند، ببیند اصلًا می‌شود یك احتمال مثبتی در آن پیدا بكند یا نه؟ یك دقیقه بنشیند، نشد سه دقیقه فكر كند، نشد پنج دقیقه فكر كند، نشد ده دقیقه فكر كند، تا ده دقیقه می‌رسد. به شرطی كه برود فكر كند. شاید منظور او از اینكه این حرف را زده این است، حالا خیلی هم پس دیگر این‌قدر داغش نكنیم. شاید منظور او از اینكه این كار را كرده این است، شاید دیگر، حالا اگر فكر كند. خودش آمد گفت آقا جان من كه این كار را انجام دادم بخاطر این بود، این هم قسم این هم قرآن دست هم روی قرآن می‌گذارم چه می‌گویید؟ نمی‌توانید بگویید دارد دروغ می‌گوید كه! مسلمان كه دیگر نمی‌آید دروغ بگوید. می‌گوید عجب! بابا این آیه قرآن این واللَه و باللَه من در نظرم این بود جوری مطلب به شما نقل شده كه شما نسبت به من یك همچنین ظنّی را بردید. حالا آن قسم آن آیه آن قرآن را آدم قبلًا جلویش بگذارد. آیا احتمال صحّت و احتمال را می‌دهد یا نه؟ اگر بله، مطلب به نحوی هست كه اگر قسم به قرآن هم خورد باید بگوید آقا این قسم دروغ است. یك وقتی ممكن است. اینكه دیگر یك چیز واضح و روشنی است بنحوی كه آدم با این دو چشمش می‌بیند، حدس و گمان نیست، فكر و خیال نیست، استنباط نیست، به این نحوه می‌بیند. نه! آنجا مطلب دیگری است. آدم این احتمال را بدهد. این باعث می‌شود بسیاری از گمان‌هایی كه ما نسبت به همدیگر داریم همه اینها از بین برود. نفس یك آرامشی پیدا بكند، یك سكونتی‌