اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقوا و آثار آن (٢)

14318
عنوان بصری

تقوا و آثار آن (٢)

25
  •  به مرتبه تقوا رسیده، و الا خود او هم گرفتار این شده بود، خود او هم از نظر نفسانی گرفتار این قضیه شده بود، مراتبی را برای این قائل بود و امثال‌ذلك.

  •  برای رسیدن به این مسئله در دو جهت و در دو مسیر انسان باید حركت كند: مسیر اول، مسیر تصحیح خیال بواسطه قدرت و زمینه‌های عقلانی. زمینه‌های انحراف فكر و انحراف نفس را انسان باید به واسطه مراقبه و به واسطه همت و پیگیری از بین ببرد. یكی از آنها سوءظن است. در آیه قرآن می‌خوانیم‌ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ... الحجرات، ١٢ ای مردم از ظن و گمان بد اجتناب كنید، این گمان بد در بسیاری از موارد خلاف واقع است. انسان باید كاری كند كه سوءظن او در هر مرتبه‌ای كه هست، هر روز كاهش پیدا كند. بیخود و بی‌جهت انسان در ارتباط با افراد نظر سلبی و نظر نفی نداشته باشد. مثبت باید با افراد فكر كند. برای اینكه این مسئله در انسان حاصل بشود انسان باید نسبت به هر چیزی كه می‌شنود فرض كند كه این مطلب را نشنیده، یك لحظه فكر كند كه این مطلب شنیده نشده، بعد برود راجع به آن فكر كند، آیا این مطلبی را كه برای من این نقل كرده احتمال ندارد استنباط این فرد باشد كه برای من گفته؟ احتمال ندارد برداشت او باشد كه برای من گفته؟ احتمال ندارد كه خود او دست كاری كرده باشد؟ احتمال ندارد كه خود او در ارتباط با آن فرد مسئله داشته و از دیدگاه آن مسئله آمده این قضیه را به من منعكس كرده؟

  •  چند وقت پیش یك شخصی آمده بود یك مسئله و قضیه‌ای را برای ما مطرح كرده بود، یك اختلافی بود. من وقتی‌كه صحبت كردم متوجه شدم كه مسائل چه نقطه ضعفی و چه نقطه قوّتی دارد، و حول‌وحوش قضیه یك خیال و ذهنی هم برای ما پیدا شد. حالا جالب اینجاست من این را پیش دو نفر فرستادم، كه هیچ‌كدام از اینها از خصوصیات دیگری اطلاعی نداشت. جوابی كه از آن دو نفر برای من آمد درست صد و هشتاد درجه مقابل هم بود. یك قضیه واحد، یك مسئله واحد، یك جریان واحد. پاسخ آن شخص برای من مهم نبود كه حالا چه خواهد بود، آنچه كه برای من مهم بود ارزیابی افراد در ارتباط با جریانات، این خیلی مهم بود. كه چگونه ما در ارتباط با قضایا، درست مقابل هم، یكی به این نحوه و دیگری درست در مقابل كه مسئله به این كیفیت است. همان یك نفر، همان صورت مسئله، به همان نحو، به دو نفر گفته می‌شود. چرا این‌طور است؟ چون ما ... یك مقداری مربوط به ضعف ماست، مربوط به نقائص ماست. ما به مرحله كمال كه نرسیدیم كسی هم ادعا نكرده، ان‌شاءاللَه در آن مسیر خداوند كمك می‌كند، تأیید می‌كند، این مطالب هست. یك مقداریش مربوط به آن است و مسئله مهمی هم هست. ولی چرا باید در دو نقطه مقابل مطرح بشود: حالا فرض كنید كه دو نظر نزدیك به هم، ممكن است حالا با كمی اختلاف، مثلًا یكی بگوید آقا صددرصد حق با این است آن یكی بگوید آقا هشتاد درصد حق با این است. یك بیست درصد، نه! اوّلی می‌گوید صددرصد حق با این است دومی می‌گوید صددرصد حق با این است! این برای چیست؟ این غیر از آن معلومات، غیر از آن نقائص، یك مسائل دیگری هست آن مسائل را انسان باید به آن برسد، از این مطالب باید رد بشویم، اطلاعات و معلومات به دست ما خواهد رسید. آنچه را كه لازمه راه و طریق است برای ما پیش خواهد آمد. مهم این‌