اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقوا و آثار آن (٢)

14318
عنوان بصری

تقوا و آثار آن (٢)

39
  •  دیگر نبود. اگر امام حسین تشنه هست آن هم باید تشنه باشد. بله، موقعیت برایش پیش آمده طبق دستور امامش رفته، رفته شریعه آب بیاورد الان هم كسی نیست كه منع بكند. هر كسی كه در اینجا باشد از افراد عادی و از محققین و مفسّرین عادی همه می‌گویند اشتباه كرده! ای آقا خوب آب می‌خورد بهتر می‌جنگید! ای آقا آب می‌خورد قوی می‌شد! ای آقا رفع عطش می‌كرد! آقا آب خوردن واجب شرعیست! اصلًا بالاتر از این! حرام است كه انسان بخواهد خود را به هلاكت بیندازد! حرام است اگر انسان بخواهد ضرری را متوجه بكند! حرام است برای كی؟ برای ما! برای ما اهل ظاهر، برای ما كه شمه‌ای از واقعیت را نچشیدیم و چشمان ما فقط با مطالب ظاهری سروكار داشته و از آن واقعیت و حقیقت ولایت و باطن امر بویی نبردیم، برای ما حرام است. برای ما به حكم وظیفه شرعی ظاهری آب خوردن واجب است. ولی حضرت ابالفضل چه؟

  •  حضرت ابالفضل عقلش به عقل تام رسیده، تام شده. عقل تام چه می‌گوید؟ می‌گوید چطور ممكن است بین محبوب و بین محب فرق باشد، تو محبی و او محبوب است. او الان ببین در چه وضعیتی است. همان عقل می‌گوید آب نخور و همان عشق می‌گوید نخور. همان عقل می‌گوید در اینجا باید با او مواسات داشته باشی و همان ولایت است كه این فكر را در مغز او می‌اندازد. اینجا نكته هست. اگر حضرت اباالفضل با سیدالشّهدا وحدت نداشت با برادرش اتحاد نداشت، ذوب در ولایت او نشده بود، در همان‌جا دو دوتا چهارتا یك تحلیل می‌كرد نه! الان من باید بخورم الان دیگر قوی هستم سلول‌ها دیگر از كار افتادن، دیگر نمی‌توانند اصلًا ... آب نیست كه به سلول‌ها برسد دارم الان غش می‌كنم، باید بروم دفاع كنم شروع می‌كند به جای یك مشت یك مشك هم می‌خورد. ولی وقتی آب را می‌خورد می‌بیند ا! قبلًا حالش یك جوری بود، الان یك جور دیگر شد. افتاد. امام حسین در بالا ماند و این در اینجا افتاده. شهید هم می‌شد، جزء شهدا هم به حساب می‌آمد، مقامات هم خدا به او می‌داد، نه اینكه ندهد. خیلی از مسائل برای او پیدا می‌شد، خیلی. ولی دیگر حضرت ابالفضل نبود! آن حسابی را كه امام سجّاد می‌فرماید: خداوند برای عموی من در بهشت درجه‌ای قرار داده كه سایر شهدا غبطه می‌خورند1 آن برای او دیگر پیدا نمی‌شد. پس عقل به او می‌گوید. اینكه می‌گویند عشق می‌گوید عقل می‌گوید، آنها چیزی از عقل سر درنمی‌آورند، از عشق نمی‌فهمند. عشق را عشق لیلی و مجنون می‌دانند، عشق حضرت ابالفضل همان عقل اوست و عقل او همان عشق اوست و هر دو در تحت ولایت محبوب قرار گرفته. اینجا آن مقام، مقام تقواست. پس بنابراین خداوند قسمت كند كه ان‌شاءاللَه به حول و مدد ارواح و انفاس اولیاء الهی به این مرحله ما برسیم.

    1. الأمالى (للصدوق)، ص ٤٦٣.