تقوا و آثار آن (١)
8بودن این مطلب است. اینجاست كه خیلی باید نسبت به مسئله دقت كرد!
در جلسه قبل كه خدمت رفقا مسئله توجه به دنیا را عرض كردم، تمام آن مطلب برای این است كه نفس به واسطه توجه به دنیا و زرقوبرق دنیا از آن جوهره صاف و پاك و زلال و بیآلایشی كه حقیقت ربطیه بین او و بین عالم تجرّد را تشكیل میدهد از آن جوهره دور میشود، فقط به خاطر همین است. یعنی وقتیكه انسان بین خود و بین خدا بخواهد خود را مجرّد كند، جنبه تخلّی و تعرّی1 برای نفس خود نسبت به پدیدهها و حوادث خارجی بوجود بیاورد به این نكته میرسد كه چطور در ارتباط با پروردگار هیچگونه رنگی و هیچگونه امتیازی و هیچگونه تعلّقی مشاهده نمیكند.
اگر انسان فرض كند در دنیا تك و تنهاست، در روی كره زمین فقط او وجود دارد، كس دیگری وجود ندارد، به مقدار كافی خداوند قوت، غذا و سایر نعمتها را برای او قرار داده، در تفریح و تفرّج و مسكن و نعمتها، همه هست و كس دیگری هم وجود ندارد، فقط اوست. از این میزانی كه خدا برای او قرار داده چقدر استفاده میكند؟ به آن مقداری كه بخورد و سیر بشود بقیهاش را كاری ندارد. محل مناسبی برای زندگی خودش انتخاب میكند آن مقدار و آن كیفیتی كه بتواند راحت بخورد، بیاشامد، استراحت بكند بیش از اینكه كاری ندارد. كسی نیست كه مزاحم او بشود، كسی نیست كه با او در این مسئله در تعارض قرار بگیرد. اما همین كه فردا از خواب بلند شد دید یك نفر آمده و در كنار او قرار گرفته یكدفعه میبینی فرق كرد. من بروم زودتر به او برسم قبل از اینكه او دسترسی پیدا كند! همین نقطه خراب شد، همین نقطه مسئله را خراب كرد. من به اینجا بهتر برسم قبل از اینكه او به آنجا رسیده! من به این نعمت زودتر دسترسی پیدا كنم قبل از اینكه او! حالا اگر این شد دو نفر، اگر این شد سه نفر، اگر این شد یك مجتمع، اگر این شد یك دنیا. ببینید دیگر چه خواهد شد.
- برهنه شدن

