اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقوا و آثار آن (١)

14382
عنوان بصری

تقوا و آثار آن (١)

38
  •  كه چه مسائلی اتفاق افتاد، عمر در اینجا، ابوبكر در اینجا، علی در اینجا، شمشیر بلند كردن روی گردن امیرالمؤمنین یا بیعت كن یا همین الان شمشیر را می‌زنیم. امیرالمؤمنین هم نشسته می‌گوید برای چه بیعت كنم؟ چرا باید؟ ـ ببرییم، خودمان را ببرییم، این بردن‌ها خیلی به ما كمك می‌كند، خیلی به مسیر ما كمك می‌كند، خیلی به راه ما كمك می‌كند در تصحیح خیال و در تصحیح توهّمات و نزدیك شدن به جنبه منطقی و عقلانی ما اینها خیلی نقش دارد خیلی مهم است ـ ببریم كه در این جریان‌ها چه بوده و چه اوضاعی اتفاق افتاده الان هم همین است. همین است. اگر یك تصویری، یك فیلمی از آن موقع بود برای انسان می‌گذاشتند، كاملًا انسان نسبت به آن مطالب و انسان هم می‌تواند به آن مطالب برسد.

  •  بودن رفقا، همین مرحوم حاج هادی ابهری، صداقت داشت، خلوص داشت، خودش برای من گفت، مرحوم آقا هم فرمودند: رفته بود در شام سؤال كرده بود آن دروازه ساعاتی كه اهل بیت را آوردند در شام، آن دروازه كجاست؟ بالاخره نشانش دادند رفت نشست، شروع كرد با خودش صحبت كردن و زمزمه كردن و خیلی اهل گریه بود اهل توسّل بود، خیلی. می‌گفت یك‌دفعه دیدم تمام جریاناتی كه اتفاق افتاده از این دروازه، همه را دیدم، آمدند، اسراء را آوردند، سرها را آوردند، افرادی كه بودن، آنچنان برای مرحوم آقا نقل كرده بود و همین‌طور برای ما كه عیناً با آنچه را كه در مقاتل هست تطبیق می‌كرد. نشان می‌دهند، آن قضایا همه هست. ما خودمان را یك قدری نزدیك كنیم، برمی‌گردیم می‌بینیم قضایا را می‌بینیم اوضاع را می‌بینیم. هست الان است. لذا مرحوم آقا ـ اگر یادتان باشد نمی‌دانم كجا من گفتم خدمت رفقا یا در جلد دوم اسرار ملكوت هست یا نه؟ كه عرض كردم ـ در آن تنبیه و تنبّه‌ای كه برای ایشان پیدا شد بواسطه مرحوم آقا، ایشان گفتند حاج هادی آنچه را كه تو دیدی از جریان عاشورا الان است برای الان چه فكر كردی؟ و متنبّه شد. یك مسئله‌ای برای او خلط شده بود منتها چون صادق بود آن نور آمد او را چكار كرد؟ برگرداند، خیلی رفتند دنبالش كه جدا كنند، خیلی رفتند در او شك و تردید ایجاد كنند، ولی چون صادق بود آمد آن نور جدا كرد و فهمید حق كجاست. نه پیدا می‌كند، هیچ. منتها شرطش چیست؟ شرطش این است كه انسان صداقت داشته باشد، گول نزند، چشمش را نیندازد روی هم، همین. خودش را به خواب نزند می‌گویند آن كسی را كه خواب است می‌شود بیدارش كرد، ولی آن كسی كه خودش را به خواب می‌زند دیگر كاریش نمی‌توان كرد.