تقوا و آثار آن (١)
4چرت و پرت و ما لایعنی و متلف وقت و متلف عمر، واقعاً متلف عمر.
دیده میشد در همان موقع بعضی از افراد گاهی از اوقات مجالسشان را به این مطالب میگذراندند، به حرفهایی كه فایده ندارد، نتیجهای ندارد. نتیجهاش فقط جنگ اعصاب و ناراحتی و پرخاش و در نهایت كدورت و تكدّر خاطر، همین. این میگوید من راست میگویم، او میگوید من راست میگویم، این میگوید به این دلیل، آن میگوید به آن دلیل. بابا نه تو اینجا كارهای هستی نه آن كسی كه حرف میزند هیچكدام! هر دوتان سر كار هستید! حالا تو سر خود هی بزنید و هی اعصابتان را خورد بكنید! هی تو خانوادهها را بهم بریزید و هی دعوا راه بندازید. به جای صمیمیت و رفاقت و محبّت و مطالبی كه به درد انس و الفت و استیناس و گرمی بین نفوس و حرارت بین نفوس [میگویید: این خوب است، آن بد است، آن این كار را كرده، آن آن كار را كرده، من راست میگویم، آن میگوید من راست میگویم، این میگوید تو این جوری. این چرت و پرتها و مطالب بیخود كه همیشه هم هست. همیشه بوده و حالا هم هست.
ایشان میفرمودند: كه سالك نباید اوقاتش را به این مطالب بگذراند. سالك باید از اوقاتش آن حداكثر استفاده را بكند. مطلبی بگوید كه مفید باشد، تفكری كند كه مفید باشد. ـ این مطالبی را كه میخواهم عرض كنم چون میخواهم وارد بحث تقوا بشویم و اولین مرتبه تقوا را در عالم مثال و در تخیل مطرح بكنیم، اینها را به عنوان مقدمه برای آماده شدن اذهان خدمت رفقا عرض میكنم ـ وقتی یك جا گرفتید نشستید بیخود این فكر همه جا میرود و اختیارش هم بدست انسان است، از شرق گرفته، از سماوات گرفته، منظومه شمسی و كهكشانها را همینطور دور میزند میآید، با سرعتی هم حركت میكند كه سرعت نور هم به گَردَش نمیرسد. ذهن انسان در ماوراء زمان حركت میكند ظهورش در نفس به صورت زمان است.

