زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)
1أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
امام صادق علیه السّلام فرمودند: فَهَذَا أوَّلُ دَرَجَة التُّقَی. نسبت به مسئله تقوا و اینكه آیا از نظر مصداقی با مسئله زهد مترادف است یا نه در جلسات قبل مطالبی خدمت رفقا عرض شد. البتّه راجع به حقیقت زهد و اختلاف آن با زهد متعارف و عرفی و عامیانه، مطالبی مذكور شد كه لابد در نظر شریفتان هست.
عرض شد كه زهد به معنای ترك دنیا و عدم اشتغال به امور دنیوی نیست، بلكه زهد عبارت از این است آنچه كه انسان را نسبت به عالم نفس و هواهای نفسانی و نسبت به فرو غلتیدن در عالم كثرات تشویق و تأیید كند آن چیز طبعاً موجب دوری و بُعد از مقام قرب و تجرّد خواهد شد. و هرچه كه انسان را نسبت به مقام قرب و تجرّد و دورشدن از هواها نزدیك و تأیید و تشویق كند آن موجب زهد انسان و دورشدن از مقام كثرت و دنیا و هواهای نفسانی خواهد بود و این دو با هم جمع نمیشوند.
ممكن است انسان در عین اینكه اشتغال به امور دنیا دارد در همان حال آن جهت تقرّب و تجرّد و تمایل به رضای پروردگار را هم همراه داشته باشد. برای این منظور خدمت رفقا عرائضی نسبتاً مبسوط عرض شد، مثالهایی برای این مطلب زده شد و ممكن است انسان در عین زهدگرایی متعارف و از نظر ظاهر فریبنده و گولزن، مثل زهد جناب عمر! كه خدمت رفقا عرض شد به چه كیفیتی در میان مردم خودش را جلوه میداد و تظاهر میكرد. ظاهری فریبنده و مورد توجّه عوام، عوامی كه عقلشان در چشمشان است، عقلشان در توهّم و خیالشان است، عقلشان در صرف رؤیت و مشاهده امور ظاهریست و چون از باطن خبر ندارند، از وقایعی كه در نفس میگذرد بیاطّلاع هستند، شیفته و فریفته اینگونه اعمال میشوند و بهدنبال این افراد به حركت در میآیند و آن نفوس خبیثه به واسطه اقتران و مصاحبت و لازمه ظروف مرتبطه هم در آنها اثر منفی به وجود میآورد و آن افكار در نفس اینها بدون اینكه بخواهند القا میشود.

