اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)

15382
عنوان بصری
نسخه عربی

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)

5
  •  را نحر كنند. هیچ‌وقت هم احساس پشیمانی نمی‌كند از اینكه چرا به دنیا آمدم، چرا مرا نحر می‌كنند، چرا مرا به قتلگاه می‌برند. تفكرش فقط خوردن و خوابیدن است و بس، و هر وقت هم این قطع شد، آن تفكرهم قطع خواهد شد احساس پشیمانی ندارد. اگر از آن گوسفندی كه دارند به قتلگاه می‌برند سؤال شود آیا در این مدت شش ماه یكسالی كه تو در این دنیا بودی در آنجا احساس خسارت نكردی؟ معارفی كسب نكردی؟ دنیایت را به بطالت گذراندی؟ می‌گوید چه دارید می‌گویید؟ علف خوردیم و خوابیدیم چاق شدیم و الان دارند ما را می‌برند دیگر! نهایت تفكر و نهایت تخیلی كه یك حیوان دارد این مقدار است و مشكل هم نیست.

  •  مشكل اینجاست كه ما زندگی حیوانی داریم با تفكرات انسانی، مشكل در اینجا پیدا می‌شود. بین این دو تفكر و بین این دو غریزه را می‌خواهیم جمع كنیم. یك وقتی ما می‌آییم و مسخ می‌شویم، مسخ یعنی دیگر هیچ نمی‌فهمد، آن‌قدر در شهوات غوطه می‌خورد كه اصلًا مجال برای تفكر دیگر در او پیدا نمی‌شود این یك مرتبه. ولی خیلی‌ها این‌طور نیستند؛ خیلی‌ها باقیمانده وجدان خودشان را تا آخر عمر حفظ می‌كنند و دائماً با آن یافته‌ها و با آن افكار در حال جنگ و ستیز هستند. چرا این‌طور كردم؟ چرا این‌طور شد؟ چرا این كار را نكردم؟ ای كاش این كار را می كردم! كسی كه یك فرصتی برای او پیدا بشود و بعد كوتاهی كند و آن فرصت از دست برود خودش را ملامت نمی‌كند. چرا؟ چون هنوز باقیست، هنوز از وجدان یك مقدار باقیست. ممكن است انسان به یك جایی برسد كه دیگر اصلًا خودش را هم ملامت نكند، آن دیگر اصلًا از طبقه انسانیت خارج شده و حیوانات كه چه عرض‌كنم‌ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ... الأعراف، ١٧٩ شامل این‌گونه افراد می‌شود.

  •  پس بنابراین در این جنگ و جدال بین دو محور، اوّل خواست‌های نفسانی و شهوانی و حیوانی و فروافتادن در منجلاب هواها و هوسها و نفسانیات و اهواء رذیله و ردیه دنیوی از یك طرف و تمایلاتی كه به این واسطه برای انسان حاصل می‌شود، از طرف دیگر نهیب و بیدارباش و آن زمزمه‌ها و صداها و فریادهایی كه وجدان او به واسطه باورهای قبلی و به واسطه افكاری كه آن افكار را به‌عنوان اصول حیاتی پذیرفته بود، به واسطه عدم دسترسی به آنها بر نفس او نواخته می‌شود و زده می‌شود، در یك همچنین موقعیتی انسان چه كند؟ شروع می‌كند به تأویل كردن، شروع می‌كند به توجیه كردن، شروع می‌كند آن حال و وضعیت خود را با یك نوع افكاری با مسیر تربیتی و با ارتباط با پروردگار با هم وفق می‌دهد.