زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)
3هواهای نفسانی است و رسوخ مبانی عقلانی و عقائد واقعی در نفس، اگر نسبت به اینها در ارتباطات روزمره كوتاهی كند، كمكم نفس او برای پذیرش عقائد مخالفی كه بر آن عقائد زمانی اصرار میورزید آمادگی پیدا میكند، و خطر اینجاست؛ یعنی نفس او تا امروز نسبت به بعضی از مطالب پافشاری میكرد، خودش مبلّغ بود خودش تبلیغ میكرد خودش نسبت به این مطالب اصرار میورزید، نسبت به رعایت اصول و آن موازین و رعایت دقیق آن مبانی، ملتزم و معتقد بود ولی به واسطه مرور زمان و رعایت افراد و قوموخویش و دوست و شریك و همسایه و رعایت آن ظروفی كه با او به یك نحو در ارتباط بودند و منافع او با آن جریان گره خورده بود، نسبت به آن موازینِ ثابت عقبنشینی میكند تا اینكه آن مسئله از بین میرود و جایگاه خودش را به جایگاه دیگری میسپارد. در یك همچنین وضعیتی است كه فقط از ارتباط با خدا یك حال و هوایی برای انسان باقی میماند و انسان آن محیط خارجی را كه در آن محیط بسر میبرد میآید با یك ضم و ضمائمی از ناحیه خود تلفیق میكند، تركیب میكند مونتاژ میكند و بر آن اساس راه و زندگی خودش را قرار میدهد بدون اینكه بتواند در این مرحله عبوری داشته باشد، فقط با یكسری الفاظ خود را دلخوش میكند با یكسری موازین خود را دلخوش میكند.
اینكه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه تأكید داشتند بر اینكه انسان باید از مظاهر تجمّلی اجتناب پیدا كند باید از مظاهر غربی و غربگرایی اجتناب پیدا كند، از مظاهری كه سایر افراد در ارتباطات خودشان در یك همچنین مجالهایی بسر میبرند باید اجتناب پیدا كند برای همین است. چون نفس میآید در یك همچنین مظاهری كمكم، كمكم جا باز میكند. امروز در یك همچنین قضیهای كه قرار گرفت احساس خجالت میكند، درست مثل فردی كه یك گناهی كرده مخصوصاً این مسئله میان جوانها و نوجوانها كه بسیار دلهای پاك دارند دلهای صافی دارند نفوسشان صاف است این قضیه خیلی مشهود است وقتی یك گناهی كه میشود انسان احساس خجالت میكند شرمندگی میكند، خودش را در مقابل خدا شرمنده و خجالت زده احساس میكند و بنا میگذارد بر اینكه انجام نشود. دفعه دوم انجام بشود باز یك همچنین احساسی هست، دفعه سوم كمتر بعد به یك جا میرسد كه دیگر وجود و عدم آن گناه برای او تفاوت ندارد و چون نمیتواند خود را از افكار پذیرفته شده رها كند، از آن عقائد قبلًا ثابت شده در ذهن برهاند خلاص كند، چون یا انسان باید عقل وعقلانیات خود را كنار بگذارد و مانند حیوان بخورد و بچرد و در همان محیط تخیلی و توهّمی آن حیوان زندگی كند كه در آنجا مشكلی نیست، در آنجا پشیمانی نیست، در آنجا ندامتی نیست، در آنجا احساس خسارتی نیست.

