زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)
13تقریر بشود، انسان هر حرفی را هر جایی نباید بزند صحیح نیست، عقلایی نیست درست نیست. روش باید روش متعارفی باشد باید روش پسندیده و اخلاقی باشد امربهمعروف و نهیازمنكر مراتبی دارد.
بنده خودم در زمان حیات مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میدیدم كه ایشان در ارتباط با هر شخصی مطابق با خصوصیات نفسانی او و میزان آمادگی او برخورد میكنند، همه را كه با یك چوب نمیرانند، همه را كه به یك نحوه مطلب نمیگویند. یك عبارت را كه برای همه به كار نمیبرند. در یك جا یك اقدام میكردند در یك جا آن اقدام را نمیكردند درحالتیكه هر دو صورت مسئله ظاهراً یكی بود ولی باطن مسئله چون تفاوت داشت رعایت این موازین میشد. بارها میشد چند سال من میدیدم یك نفر خدمت مرحوم آقا میرسد و از نظر ظاهر شرعی یك كار خلاف انجام میدهد و ایشان در این مدّت چند سال به او نگفتند كه آقا این كار را نكن، چند سال از این مسئله گذشت. چرا؟ چون شاید آمادگی را نمیدیدند و اگر این مطلب گفته میشد در روش تربیت او تأثیر سوء میگذاشت.
این فرق بین اولیاء الهی و بین سایر افراد است كه یك چندتا فرمول خواندهاند! فرق این است. آنهایی كه چندتا فرمول میخوانند چندتا مطلب را حفظ میكنند، یك چند قضیه در ذهن میسپارند یك چند مطلب میآموزند، دیگر نمیتوانند آن وضعیت خارج را با یافتههای خود تطبیق كنند، لذا در مقام اجرا به مشكل برمیخورند، امّا اولیاء الهی نه. اولیاء الهی یك طرف سكه را میبینند آن طرف دیگرش را هم میبینند. وقتی به این طرف سكه نگاه میكنند از این طرف آن دید بصر آنها عبور میكند و پشت را هم میبیند. آنها این طوری هستند دیگر، چشمشان فرق میكند، این رد و بدل شدنها در چشم تفاوت دارد، چشم فرق میكند! دید آنها دهدهم نیست دیدشان هزار دهم است! صد دهم است! ما دهدهم هستیم، خیلی زیاد یازدهدهم دوازدهدهم اگر كسی برسد، نه، آنها این نیست. دیدشان رد میشود به آن باطن بعد باطن و ظاهر را با هم كنار یكدیگر قرار میدهند آنچه كه بجاست او را انجام میدهند.

