زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)
11یعنی عامیانهاش والّا خودِ جهنم چیست؟ این حرفها چیست؟ انسان باید خدا را در نظر بگیرد ولی برای اینكه نفس خودش را روی آن مسائل پایدار بدارد و درست روی آن قضایا بایستد، باید یك اتكاء به خدا در نفس خود ایجاد كند، یك باور محكم در خود بهوجود بیاورد آن وقت برود آن وقت میخواهد با رفیق صحبت كند، با زن و بچّه میخواهد حرف بزند با شریك میخواهد صحبت كند، با دوست میخواهد صحبت كند آن موقع دیگر تمام قضایا برای او یكسان خواهد بود. حكم كه میخواهد بكند نظر میكند بر آن حكمی كه میخواهد بكند، آیا این حكم دامن اقوام او را میگیرد یا نمیگیرد، دیگر به این كار ندارد چشمش را میبندد میگوید این، تمام شد.
ولی نه، ما میآییم وقتیكه میخواهیم یك حكم را بكنیم خود را از مسائل تخلیه میكنیم به یك نظری كه میرسیم این نظر برای ما پذیرفته شده و مقبول خواهد بود تا اینجا مسئله اشكال ندارد، در مقام تئوری و پذیرش عقیده مشكلی پیش نمیآید و كسی كه نمیآید از عقاید افراد استنطاق كند سؤال و جواب كند. مشكل اینجاست كه آن عقیده در عالم خارج بهواسطه قول و فعل میخواهد به منصّه ظهور برسد اینجا مشكل پیش میآید. اگر من این حرف را بزنم ممكن است خواهر من، برادر من، پدر من یا مادر من هم مشمول این باشند آنوقت قضیه چه میشود؟ مسئله چه میشود؟ اگر من این مطلب را بگویم، عروس من، داماد من، عیال من، قوم و خویش من، اینها هم یك همچنین كاری میكنند. اگر من این مطلب را بگویم رفیق من، فلان رفیق، فلان آشنا، فلان همكار، آنها هم كه یك همچنین مطلبی را دارند! میآید چكار میكند؟ یك قدم عقب مینشیند پس فعلًا نگوییم. ها! این قدم عقب نشستن واگذاری میدان به شیطان و به حریف است.
همینكه یك قدم عقب مینشینی، نه! این مطلب ... خیلی بخواهد كار انجام بدهد میگوید این مطلب را یك كسی دیگر برود بگوید، من نگویم كه به اسم من تمام نشود، یكی دیگر برود بگوید. یا اینكه شروع میكند در این جمله، پرداختن و آراستن و در كلمات تغییر و در عبارات به یك نحوی جملهبندی و جمله سازی كردن، كه حال كه مسئله برخورد میكند خیلی آرام برخورد كند اگر چارهای در اظهار نیست و اگر بُدّی1 در بیان نیست یك قسمی بیان بكند كه خیلی هم مطلب به آنها برخورد نكند! ولی اگر نه، در وهله اوّل باید انسان بسنجد این مطلب باید گفته بشود یا نه؟ و بعد چه جور گفته بشود؟ حالا چه قوم و خویش او مشمول این قضیه بشود یا نشود، بالأخره انسان دلیل ندارد كه در هرجا فحش بدهد، معنا ندارد، در هر جا سبّ كند، در هرجا هر عبارتی را بكار ببرد، نه این هم صحیح نیست. آن عبارت مناسب را با توّجه به شرایط با توّجه به جنبه تأثیر با توّجه به میزان تنبیه همه اینها را باید در نظر بگیرد این را اوّل باید تمام بكند آن عبارت را انتخاب بكند آن الفاظ را در كنار هم بچیند بعد وقتیكه چید آن موقع بیاید حالا بگوید. قوم و خویش ما هم این است، شریك ما هم شاملش خواهد شد، همسایه ما هم به پرش بَر خواهد خورد، به هركس بَرمیخورد بخورد، بخورد بخورد بخورد را بعد بگوید، اوّل آن كلام مناسب آن عبارت مناسب، آن برخورد مناسب باید در ذهن
- چاره، گزير. (لغت نامه دهخدا)

