لزوم طلب قوی برای وصول به خدا
10خواست و ارادۀ واقعی انسان، مهمترین رمز پیشرفت او
«المؤُمِنُ کالجَبَلِ الرّاسِخ»، کالجَبَلِ الوند أو أشَدَّ؛ باکی نداشته باشیم یک ”أشدّ“ هم بگذاریم، خود خداوند هم همیشه برای احتیاط یک ”أشدّ“ میگذارد.
خیلی مفید است که انسان در کار اصالت داشته باشد! و مهمترین رمز پیشرفت انسان، همان خواست و ارادۀ واقعیاش است! و اگر ارادۀ واقعی و خواست باشد، خداوند علیّ أعلی تمام موانع را از جلوی پای انسان برمیدارد، و اگر خواست واقعیّت نداشته باشد و اصالت نداشته باشد، به یک مانع که برمیخورد عقب مینشیند؛ از آن مانع بگذرد، مانع دوّم عقب مینشیند، سوّم، چهارم، دهم، صدم، بالأخره در او یأس و فتور و سستی پیدا میشود و میرود، یا اعتراض میکند و در همان منزلگاهِ افکار و اوهام و خیالاتی که دیگر نمیتواند از آنجا گذر کند، گم میشود و به لسان قرآن: ﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَدۡعُونَ﴾.1
امّا اگر خواست و اراده باشد، این دیگر میرود، و هیچ چیزی جلوی آدم را نمیتواند بگیرد! و هرچه اراده در انسان قویتر باشد، به آن مراد خواهد رسید. کسی که چون و چرا به خدا میکند، تمام خلائق دشمن اوست؛ بگو: خدا میخواهد و بس!
تمام موجودات به هستیِ خود دعوت میکنند، و این میخواهد از هستیِ موجودات بگذرد و به هستی مطلق پروردگار متحقّق شود؛ پس لباس تنش دو تا نمیشود. این چقدر باید اراده داشته باشد که از همۀ اینها بگذرد، بگذرد، بگذرد، بگذرد؛ از ملائکه هم بگذرد.
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قیل و مقال عالمی میکشم از برای تو2 ملول گشتم، یعنی ملائکه، در همان وجود خود، انسان را به اُنس و الفت با خود دعوت میکنند، و انسان حال صحبت با ملائکه را ندارد. میخواهد بگذرد امّا ملائکه مانع آن میشوند و او را میگیرند.
روایتی در عدم التفات مؤمن به غیر خدا
در روایات داریم:
«مؤمن میخواهد از حورالعین بگذرد امّا آنها دامنش را میگیرند»؛ این بکِش، آن بکِش! هزاران هزار حورالعین دامنش را میکشند، این هم اعتنا نمیکند و یک حرکت میدهد، دست همه قطع میشود. میرود بالا، و این بیچارهها همینطور حسرت زده و ندامت زده دارند تماشا میکنند، در دستشان هم یک شیشۀ شراب بهشتی است و تا کِی مؤمن برگردد... !3
- سوره فصّلت (٤١) آیه ٤٨. ترجمه:
«و آنچه را که غیر از خدا میخواندند، از نزد آنها گم میشود.» - دیوان حافظ، غزل ٤١٧. خ ل: قال و مقال.
- رسالۀ لقاء الله، ملکی تبریزی، ص ٥٨.
دربارۀ انقطاع کامل مؤمن به سوی ذات حق، و عدم توجّه به هیچ مظهری (حتّی مظاهر نورانی عالم معنا همچون حورالعین و ملائکه) روایات فراوانی نقل شده است؛ جهت اطّلاع بیشتر، رجوع شود به حدیث ابوحمزه از امام باقر علیه السّلام در عدّة الداعی و نجاح السّاعی، ص ٦٧؛ و حدیث قدسی در ارشاد القلوب الی الصواب، دیلمی، ج ١، ص ٢٠٣؛ و داستان عدم التفات علاّمه طباطبائی ـ قدّس سرّه الشّریف ـ به حورالعین با جام شراب بهشتی در دست، و رنجیدن خاطر حوریّه بهشتی در مهرتابان، ص ٣١.
- سوره فصّلت (٤١) آیه ٤٨. ترجمه:

