اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)

14535
عنوان بصری

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)

17
  •  اشكال هم ندارد مسئله‌ایی هم متوجه شما نیست. ولی نور خدا فقط اختصاص به اهل علم ندارد، نور خدا فقط اختصاص به آنهایی كه اهل كتاب و دفترند ندارد، نور خدا اختصاص به آنهایی كه سنی از آنها گذشته و هفتاد، هشتاد سال در این مسائل سیر می‌كنند ندارد. نور خدا احتیاج دارد به یك دلی كه آن دل خود را پاك كرده. اینجا می‌آید، آنجا می‌آید می‌رود به آن دست می‌زند.

  •  چندی پیش یكی از دوستان هنوز هم من او را ندیدم برای من یك نامه‌ای نوشته حالاتش را بیان می‌كند. توسط یك نفر، گفته بوده كه شما فلان كتاب‌ها را مطالعه بكن شروع كرده به مطالعه كردن كتاب‌های مرحوم آقا اینكه عرض می‌كنم واقعیات است چشم بندی نیست شروع كرده اینها را مطالعه كردن، در نامه‌ایی كه برای من نوشته این‌طور بود، از وقتی‌كه من شروع كردم كتاب پدر شما را مطالعه كردن، احساس كردم من با دیروزم فرق كردم. راست دارد می‌گوید. این مطالب را همه می‌نویسند، همه جا می‌نویسند در هر كتابی هم هست همه هم از آن صحبت می‌كنند. چرا این كتاب خصوصیتش به این نحوه است؟ چون همان نفسی كه الان، آن نفس این مطالب را با قلم و بیان و بنان خود، به رشته تحریر در آورده است همان نفس الان این فرد را در این مطالعه دارد ساپورت می‌كند، آن روح و آن تسلّط او از عالم برزخ و عالم قیامت، همراه تك‌تك حروف و تك‌تك كلماتی است كه این شخص با اطلاع بر این مطالب، به آن نفس متصل می‌شود. آن حقیقت، حقیقت ولایت است. امام زمان دارد او را الان تأیید می‌كند، از ناحیه او دارد این مسئله می‌آید. دل خودش را پاك كرده، دل خودش را صاف كرده حالا كه دلش صاف شده، در دل یا باید رحمان قرار بگیرد یا باید شیطان قرار بگیرد. دل نمی‌شود خالی باشد رفقا. دل هیچ وقت خالی نیست. «دیو چو بیرون رود فرشته درآید» یا جای ملك است یا جای شیطان. بدون این دو معنا ندارد. یا جای توهّم و تخیل است یا جای عقل. یا جای میل به دنیا و كثرات است یا جای میل به رحمان و توحید و معنویت، نمی‌شود در یك جا هر دو وجود داشته باشد. بله، انسان می‌تواند توجه به توحید داشته باشد، توجه به تجرّد داشته باشد، توجه به قرب داشته باشد، رضای پروردگار را محور قرار بدهد برای تمام كارهایی كه انجام می‌دهد درعین‌حال كارهای دنیایش هم انجام می‌دهد. منافاتی ندارد كسی نگفته حالا كسی كه به سمت خدا می‌رود برود تو غار زندگی كند. نهی هم شده، مذمّت هم شده، عتاب و خطاب هم روی آن آمده. نه تنها فقط نهی و مّذمت، نه، این نیست. ولی صحبت در این است كه محوریت چه باید باشد؟