معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
5اختلالات قرار گرفته نمیتواند قرار بگیرد تا دقیقاً بگوید كه او در یك همچنین حالی، چه مسئلهای بر او مترتب است. این مطالب یك قدری جنبه باطنی دارد و باید از افرادی كه اهل باطن هستند این مطالب سؤال بشود.
علیكلحال از نقطه نظر عرفی و مقیاسهای عرفی، این عملی كه یك دیوانه انجام میدهد با آن عملی كه یك ربات انجام میدهد تفاوت ندارد. چرا؟ چون از نقطه نظر عقلانی در پشت این قضیه، فهم و ادراك وجود ندارد. صرفاً یك عمل است. حالا اگر یك شخصی از دومتری، سه متری به این صحنه نگاه كند میبیند یك فردی آمد منظم، مرتّب، آمد در قبال این فقیر ایستاد دست در جیب كرد و یك مقداری وجه درآورد و به او داد و رفت، دیگر خبر ندارد كه این اصلًا دیوانه است. او را مدح میكند، تمجید میكند و در باطن نسبت به او ادای احترام میكند. درحالیكه یك همچنین خبری هم نبوده. چطور اینكه اگر بیایند امروزه یك رباتی درست كنند دقیقاً از نقطه نظر كارها شبیه انسان همانطور مگر الان درست نمیكنند؟ این مجسمههایی كه درست میكنند عین انسان و انسان نمیداند كه این اصلًا انسان است یا مجسمه، وقتیكه جلو میرود متوجه میشود كه فقط به یك سمت نگاه میكند، تازه میفهمد كه مجسمه است. همانهایی كه این لباسفروشها پشت ویترین میگذارند.
خود ما در یكی از همین كشورها در موزهای كه رفته بودیم، من وقتیكه وارد صحن موزه شدم اصلًا متوجه نشدم كه اینها مجسمهاند، فكر كردم افراد را اینجا نشاندهاند و دارند حال و هوای فلان قضیه را نشان میدهند: فلان حاكم، فلان رئیس، فلان نخست وزیر. یعنی به اندازهای طبیعی بود، به اندازهای طبیعی مثل همین گلهای مصنوعی قلابی. دیدید؟ من اسمش را میگذارم قلابی همین گلهایی كه در مغارهها میفروشند و انسان تا نرود و دست نزند نمیفهمد، تا بو نكند حتی متوجه نمیشود كه آیا این بویی از حقیقت و واقعیت در آن است یا نه؟ بزك است و مجاز است و فقط صرف ظاهر. خوب دقت كنیدها! اینها مطالبی است كه امروز باید به آن نقطهای كه مورد نظر هست در این مسئله برسیم. لذا دائماً من مثالها را تكرار میكنم تا اینكه ذهن رفقا و دوستان بیشتر با این مسئله انس بگیرد. ما وقتیكه رفتیم در جلو و دقیق شدیم متوجه شدیم كه نه، آخر نمیشود كه یك نفر همینطوری پنج دقیقه صاف بنشیند نگاه بكند انسان را، یك پلكی میزند، یك حركتی میكند، یك نفسی میكشد. اینها نه نفس میكشیدند، نه پلك میزدند. فقط ظاهر را به نحوی آراسته بودند و به قسمی طبیعی درست كرده بودند كه تا شخص نزدیك نرود و تماس نداشته باشد نمیفهمد كه این ظاهر و مجاز است.

