معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
3دارید میگویید. جماد است، فهم ندارد. خوب توجه كنید میخواهیم به كجا برسیم هیچ نمیفهمد. درحالیكه دقیقتر از من و شما این كار را انجام داده. شاید ما بعضی از این پیچها را درست نپیچاندیم و لق شده و بعد بر اثر مرور زمان حادثهای پدید آورده یا بعضی از این پیچها را زیادی فشار دادیم و در او تَركی واقع شده، شكستی در او واقع شده و بعد بر اثر مرور زمان افتاده و مسئلهای پیش آمده. الان كه خودتان هم دارید میبینید دیگر قضایایی كه اتفاق میافتد، راننده دارد رانندگی میكند یكدفعه ماشینش میرود تو درّه، ما داریم از این طرف رانندگی میكنیم، ماشین میگوید نه من میخواهم از این طرف بروم! گاهی اوقات اینطور میشود، ظاهراً همینطور هم هست! ولی آنها نمیتوانند این كارها را انجام دهند. آن مسئولیتی كه بر عهده او گذاشته میشود دقیقاً میرود همان مسئولیت را انجام میدهد.
نفس عمل نسبت به او ارزشی ندارد؛ یعنی عُقَلا برای یك همچنین كار و همچنین فعلی كه از این مجسمه، از این نوع ربات سر میزند هیچگونه ارزشی قائل نیستند. اگر قرار است تشكری در اینجا صورت بگیرد، از آن برنامهریز و آن طراح و آن حیثیت حیاتی و زنده و مُدرِك، تشكر میظكنند و سراغ او میروند. آن كسی كه پشت میز نشسته و طرح میدهد و با این طرح، این عمل خارجی صورت خارجی پیدا میكند از آن تشكر میشود، نه از آن رباتهایی كه صد سال اینجا ایستادهاند به ترتیب، این ریلی كه رد میشود اینها هر كدام یك كاری انجام میدهند و بعد از آن طرف مسئله به انتها میرسد. كسی نمیآید توی ریل بایستد یكی یكی از این رباتها تشكر كند: خیلی از شما ممنونیم! خوب سیم را بستید! خیلی از شما ممنونیم! خوب لحیم كردید! از شما ممنونیم خوب پیچ كردید! به جای این صدتا تشكر، یك تشكر از آن كسیكه رفته پشت میز نشسته میكنند. چرا؟ چون او زنده است، او میفهمد، او شعور دارد، شاعراست، مُدرِك است، حیات دارد و از روی فهم و اراده و اختیار این عمل را انجام داده است، اگر قابل تشكر باشد. اگر هم قابل مذمت باشد كه او را مورد نقد، انتقاد، سبّ، لعن، نفرین و سایر مسائل قرار میدهند. آن كسیكه میآید بمب میسازد و مملكتی را هلاك میكند، از بین میبرد و خراب میكند، هیچوقت كسی نمیرود از آن سازنده تشكر كند و شكر كند، بلكه طبعاً او را مورد لعن و نفرین و سبّ و اینها قرار میدهند. هركدام در جای خودش و هر شیء به مناسبت خودش.

