معیار اتصاف افعال به حسن و قبح
10من یك وقتی در منزل نشسته بودم گفتند آقا فلانكس از فلانجا آمده میخواهد با شما صحبت بكند. گفتم من امروز درس دارم اگر میخواهند صحبت كنند آن روز كه تعطیل است عیبی ندارد. قرار شد كه یكی دو روز بعد بیایند. وقتیكه آن شخص آمد شروع كرد با ما به صحبت كردن، هنوز وارد نشده شروع كرد بمب باران كردن، آقا این این این این این ... ما هم هی میخندیدیم میخندیدیم. گفت چرا میخندید؟ گفتم شما بگو. تو داری میگویی دیگر، منتظر نیستی كه ما حرف بزنیم! حالا بگو! آقا یك دو سه چهار پنج شش، اینقدر حرف زد خودش خسته شد. گفتیم حالا از كجا شروع كنیم؟ از این مطالبی كه گفتی از كجا؟ گفتیم از اوّل شروع كنیم همان اوّل؟ گفتم حالا شما مطلبی را كه میگویی از كی شنیدی؟ گفت از فلان شخص. گفتم آنكه اصلًا من را ندیده تا به حال. یك مرتبه اصلًا ماند! گفت اصلًا شما را ندیده؟ گفتم نه! من تا به حال توفیق

