اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین

14٬292
عنوان بصری

حقيقت معناي تقوا و زهد، و مراتب زهد دروغين و فريبنده. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تصور نادرست افراد از معناي تقوا و بيان حقيقت معناي زهد. 2 زهد و اجتناب و پرهيز افراد از دنيا و نعمات آن در برخي از موارد بر اساس عدم قدرت شخص و يا عدم دسترسي او به آن موارد مي‌باشد. 3 يكي ديگر از مراتب بسيار دقيق زهد دروغين و اعراض افراد از دنيا و نعمات آن بخاطر التذاذ نفساني ايشان از نفس اين تزهد و پرهيز از نعمات الهي مي‌باشد. 4 خارج شدن يكي از شاگردان مرحوم علّامه طهراني از مكتب و مسير ايشان بواسطه عدم تبعيت از دستوارت ايشان و احاطه و تسلط شيطان بر او. 5 تصور نادرست برخي از افراد از تنافي ميان مكتب عرفان و مسير و سلوك الهي با مسير عقلانيت و منطق و اشتغال به امور و مسائل ظاهري و دنيوي. 6 كيفيت مشي و مرام حشر و نشر ائمه اطهار عليهم السلام در ميان افراد و جامعه. 7 سالك واقعي راه الهي فرديست كه اشتغال او به امور و مسائل ظاهري و دنيوي او را از توجه به مقصد و مطلوب باز نمي‌دارد. 8 يكي از خطراتي كه سالك راه الهي و ساير افراد را تهديد مي‌كند اينست كه شخص بخاطر مسائل نفساني و اعتباري به انكار حقائق و واقعياتي بپردازد كه در تحت اختيار و احاطه او قرار ندارد. 9 چگونه انسان در مرتبه‌اي قرار مي‌گيرد كه گمان مي‌كند مسير و افكار و اعمال او حق و صحيح بوده در حالي كه در واقع باطل و غير صحيح مي‌باشد. 10 بيان معيار و ميزاني كه انسان بواسطۀ آن مي‌تواند به ارزيابي و سنجش اعمال و نيات خود بپردازد. 11 در بسياري از موارد شيطان دام‌هاي خود را از راه دين و مسائل روحاني و به بهانه تبعيت از راه و مسير حق مي‌گستراند. 12 واقعه عاشورا معيار و ميزاني مي‌باشد كه افراد با قرار دادن خود در آن فضا و موقعيت و جوّ تبليغات قادر به ارزيابي محك زدن خود مي‌باشد. 13 عمر سعد و بسياري از افرادي كه در لشكر او حضور داشتند از افراد ظاهرالصلاح و مورد توجه مردم و ملتزم به احكام و تكاليف شرعي بودند. 14 لزوم تفكر و تأمل افراد در ابعاد مختلف واقعه عاشورا و اينكه چگونه نفس فرد به درجه‌اي از شقاوت و ضلالت مي‌رسد كه دستور به كشتن طفل شيرخوار مي‌دهد.

حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین

توضیحات:

حقيقت معناي تقوا و زهد، و مراتب زهد دروغين و فريبنده. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تصور نادرست افراد از معناي تقوا و بيان حقيقت معناي زهد. 2 زهد و اجتناب و پرهيز افراد از دنيا و نعمات آن در برخي از موارد بر اساس عدم قدرت شخص و يا عدم دسترسي او به آن موارد مي‌باشد. 3 يكي ديگر از مراتب بسيار دقيق زهد دروغين و اعراض افراد از دنيا و نعمات آن بخاطر التذاذ نفساني ايشان از نفس اين تزهد و پرهيز از نعمات الهي مي‌باشد. 4 خارج شدن يكي از شاگردان مرحوم علّامه طهراني از مكتب و مسير ايشان بواسطه عدم تبعيت از دستوارت ايشان و احاطه و تسلط شيطان بر او. 5 تصور نادرست برخي از افراد از تنافي ميان مكتب عرفان و مسير و سلوك الهي با مسير عقلانيت و منطق و اشتغال به امور و مسائل ظاهري و دنيوي. 6 كيفيت مشي و مرام حشر و نشر ائمه اطهار عليهم السلام در ميان افراد و جامعه. 7 سالك واقعي راه الهي فرديست كه اشتغال او به امور و مسائل ظاهري و دنيوي او را از توجه به مقصد و مطلوب باز نمي‌دارد. 8 يكي از خطراتي كه سالك راه الهي و ساير افراد را تهديد مي‌كند اينست كه شخص بخاطر مسائل نفساني و اعتباري به انكار حقائق و واقعياتي بپردازد كه در تحت اختيار و احاطه او قرار ندارد. 9 چگونه انسان در مرتبه‌اي قرار مي‌گيرد كه گمان مي‌كند مسير و افكار و اعمال او حق و صحيح بوده در حالي كه در واقع باطل و غير صحيح مي‌باشد. 10 بيان معيار و ميزاني كه انسان بواسطۀ آن مي‌تواند به ارزيابي و سنجش اعمال و نيات خود بپردازد. 11 در بسياري از موارد شيطان دام‌هاي خود را از راه دين و مسائل روحاني و به بهانه تبعيت از راه و مسير حق مي‌گستراند. 12 واقعه عاشورا معيار و ميزاني مي‌باشد كه افراد با قرار دادن خود در آن فضا و موقعيت و جوّ تبليغات قادر به ارزيابي محك زدن خود مي‌باشد. 13 عمر سعد و بسياري از افرادي كه در لشكر او حضور داشتند از افراد ظاهرالصلاح و مورد توجه مردم و ملتزم به احكام و تكاليف شرعي بودند. 14 لزوم تفكر و تأمل افراد در ابعاد مختلف واقعه عاشورا و اينكه چگونه نفس فرد به درجه‌اي از شقاوت و ضلالت مي‌رسد كه دستور به كشتن طفل شيرخوار مي‌دهد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین

12
  • خیلی واقعاً عجیب است خیلی واقعاً عجیب است! فرض كنید كه در اصحاب سیدالشهدا علیه‌السّلام اینها بزرگانی بودند مرد بودند از أبطال یا عادی بودند بالاخره بزرگ بودند حالا ما كاری از آن نظر نداریم حالا یا حق اینجاست یا حق آنجاست دیگر، حضرت خروج كردند به قول شما بر علیه یزید جنگ كنید بزنید بكشید دیگر، بالاتر از این دیگر چیزی نداریم. خب شما می‌گویید ما بر حقیم یزید بر حق است، ابن زیاد بر حق است خیلی‌خب بر حق است بزنید. ولی آمدن یك بچه شش ساله هفت ساله را در قتلگاه كه می‌خواهد بیاید از عمویش محافظت بكند دستش را بالا می‌آورد این دست بچه ده ساله را می‌زند قطع می‌كند این یعنی چه؟ واقعاً یعنی چه؟ یعنی این در آن حالت باید در چه مرتبه‌ای از قساوت قرار گرفته باشد، در چه مرتبه‌ای از توحش و حیوانیت و سَبُعِیت قرار گرفته باشد بابا یك پلنگ وقتی‌كه سیر باشد دیده شده گله گوزن و گوسفند را از جلویش رد می‌شود اعتنا نمی‌كند. یك شیر وقتی‌كه در میان یك گله‌ای باشد از همین حیوانات و اینها وقتی‌كه ببیند سیر است نیاز ندارد چشمش هم باز نمی‌كند ببیند. این چه توحشی، واقعاً چه قساوتی باید وجود داشته باشد بر این انسان ملكوتی، چه قساوتی باید حكومت كند كه بدیهی‌ترین ضروری‌ترین وجدانی‌ترین اولیه‌ترین مسئله را به این راحتی زیر پا بگذارد! به این راحتی می‌آید از آن رد می‌شود. یك بچه شش ماهه، یك بچه پنج ماهه، یك بچه شش ماهه همین طوری تیر را بزن این یعنی چه؟ این چه حسابی دارد؟ این چه وضعی ممكن است برای انسان پیش بیاید.

  • این همان مطلبی است كه منظور بنده است از اینكه انسان گاهی از اوقات در زهد می‌آید و به این مرحله می‌رسد. یعنی زاهد است به نحوی كه همه او را از اعبد عبّاد به حساب می‌آورند. شب را تا به صبح نماز می‌خواند ولی این نماز شب تا به صبح او را به اندازه سر سوزنی نزدیك نمی‌كند كه هیچ، از مغرب تا مشرق هم او را دور می كند. روزها را از صبح تا به شب روزه می‌گیرد. قرآنش حمایل است، ذكرش چه است، مأكل او غذای او مسكن او به چه كیفیتی است، لباس او به چه نحوه‌ای است ولی در یك مرتبه ای از قساوت قرار می‌گیرد كه حاضر است برای اعتلای خود برای حفظ بلند منشی خود و موقعیت نفسانی خود به هر عملی هم دست بزند و انجام می‌دهد، انجام می‌دهد و به حساب خدا هم می‌گذارد. همان كسی كه زد پسر امام حسین را شهید كرد اینهایی كه آمدند امام حسین را شهید كردند چه می‌گفتند؟! مگر ما در روایات نداریم در دعا نداریم یتقربون إلی اللَه بدمك؛ با ریختن خون تو خیال می‌كنند به خدا نزدیك شدند خیال می‌كنند اسلام را نگه داشتند.

/