حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
4اینكه خدمت رفقا عرض میكنم در تمام این موارد یكبهیك بنده خودم این را در ارتباط با دیگران تجربه كردم و با چشم خود مسائل را دیدم. یك فردی بود مدتها در خدمت مرحوم آقا بود و به حساب خودش دارای مراتب و مسائل شده بود و بعد بهواسطه نافرمانی كه از ایشان كرده بود و خودسری كه از خود بهوجود آورده بود و اظهار سلیقه و روشی كه از خود بروز داده بود، كمكم از دائره تربیت مرحوم آقا كنار گذاشته شد بهنحوی كه دیگر كارها را خودش انجام میداد، مسائل را خودش انجام میداد خودش از پیش خود فلان كار را میكرد خودش از پیش خود فلان عمل را انجام میداد، بدون اینكه از ایشان دستوری داشته باشد و اجازهای گرفته باشد. غافل از اینكه این مسائل و این مطالب او را كمكم به سمت خود و به سمت نفس خود میكشاند. ایشان میگفتند فلان كار را اینقدر باید انجام بدهی او میرفت سه برابر انجام میداد میگفت: من بهتر میفهمم من بهتر ادراك میكنم. مطالب بیشتر برای من باز میشود حالات روحی برای من قویتر است، خب این حالات روحی را تو بهتر میفهمی یا استادت میفهمد؟! آیا او بدی تو را میخواهد كه به تو نمیگوید یا اینكه مسائلی را میبیند كه تو از دیدن آنها أعماء و كور هستی نابینا هستی. به خیال خودت اینطور تصور میكنی، به خیال خودت اینطور میبینی كه اعمال این مسئله به این كیفیت بهتر است. نفست به این مسئله بیشتر راغب است، احساس نورانیت در قلب خودت مثلًا بهواسطه این مطلب میكنی. كمكم این قضیه كنار رفت تا اینكه آن شخص بهواسطه نپرداختن به دستورات و تربیت ظاهری، از اعمال روزانه و ضروری زندگی خود نیز كنار رفت؛ بهجای اینكه برود كار بكند پا میشد فلان كار را انجام میداد، بلند شود برود فرض كنید كه مسائلی را انجام بدهد امور زندگی را بگذراند.

