حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
12خیلی واقعاً عجیب است خیلی واقعاً عجیب است! فرض كنید كه در اصحاب سیدالشهدا علیهالسّلام اینها بزرگانی بودند مرد بودند از أبطال یا عادی بودند بالاخره بزرگ بودند حالا ما كاری از آن نظر نداریم حالا یا حق اینجاست یا حق آنجاست دیگر، حضرت خروج كردند به قول شما بر علیه یزید جنگ كنید بزنید بكشید دیگر، بالاتر از این دیگر چیزی نداریم. خب شما میگویید ما بر حقیم یزید بر حق است، ابن زیاد بر حق است خیلیخب بر حق است بزنید. ولی آمدن یك بچه شش ساله هفت ساله را در قتلگاه كه میخواهد بیاید از عمویش محافظت بكند دستش را بالا میآورد این دست بچه ده ساله را میزند قطع میكند این یعنی چه؟ واقعاً یعنی چه؟ یعنی این در آن حالت باید در چه مرتبهای از قساوت قرار گرفته باشد، در چه مرتبهای از توحش و حیوانیت و سَبُعِیت قرار گرفته باشد بابا یك پلنگ وقتیكه سیر باشد دیده شده گله گوزن و گوسفند را از جلویش رد میشود اعتنا نمیكند. یك شیر وقتیكه در میان یك گلهای باشد از همین حیوانات و اینها وقتیكه ببیند سیر است نیاز ندارد چشمش هم باز نمیكند ببیند. این چه توحشی، واقعاً چه قساوتی باید وجود داشته باشد بر این انسان ملكوتی، چه قساوتی باید حكومت كند كه بدیهیترین ضروریترین وجدانیترین اولیهترین مسئله را به این راحتی زیر پا بگذارد! به این راحتی میآید از آن رد میشود. یك بچه شش ماهه، یك بچه پنج ماهه، یك بچه شش ماهه همین طوری تیر را بزن این یعنی چه؟ این چه حسابی دارد؟ این چه وضعی ممكن است برای انسان پیش بیاید.
این همان مطلبی است كه منظور بنده است از اینكه انسان گاهی از اوقات در زهد میآید و به این مرحله میرسد. یعنی زاهد است به نحوی كه همه او را از اعبد عبّاد به حساب میآورند. شب را تا به صبح نماز میخواند ولی این نماز شب تا به صبح او را به اندازه سر سوزنی نزدیك نمیكند كه هیچ، از مغرب تا مشرق هم او را دور می كند. روزها را از صبح تا به شب روزه میگیرد. قرآنش حمایل است، ذكرش چه است، مأكل او غذای او مسكن او به چه كیفیتی است، لباس او به چه نحوهای است ولی در یك مرتبه ای از قساوت قرار میگیرد كه حاضر است برای اعتلای خود برای حفظ بلند منشی خود و موقعیت نفسانی خود به هر عملی هم دست بزند و انجام میدهد، انجام میدهد و به حساب خدا هم میگذارد. همان كسی كه زد پسر امام حسین را شهید كرد اینهایی كه آمدند امام حسین را شهید كردند چه میگفتند؟! مگر ما در روایات نداریم در دعا نداریم یتقربون إلی اللَه بدمك؛ با ریختن خون تو خیال میكنند به خدا نزدیك شدند خیال میكنند اسلام را نگه داشتند.

