حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
9لذا ما میبینیم در بسیاری از موارد و حركتهایی كه مشاهده میشود صرفاً بهعنوان اینكه یك گرایشی وجود دارد مخالفت میشود؛ درحالیكه مطلب خلافی دیده نمیشود، مسئله خلافی مطرح نمیشود ناحقی بهعنوان حق اعلام نمیشود، صرفاً به خاطر گرایش، در یكجایی گرایشی است نباید باشد، در یكجا فلان حرف گفته میشود نباید گفته بشود. ببینید اینجاست كه شیطان دام خود را از راه دین میگستراند نه از راه اعمال و امور خلاف شرع و گناهان و ذنوب معروفه و مشهوره، از راه متابعت با حق دام میگستراند از راه دین آن ریسمان اصتیاد خود را به سوی نفس انسان باز میكند، آن زنجیرهای صید و غلبه بر جنبه باطنی و روحانی انسان را از اینگونه از مسائل روحانی از مسائل نورانی از مسائل الهی از مسائل توحیدی و از مسائل دین با این مسائل میآید و در این قالب انسان را به سمت خود میكشاند، وقتی انسان آن عمل را انجام داد به دنبال آن جو رفت به دنبال آن گروه حركت كرد به دنبال آن شایعه تن سپرد و سر سپرد و دین سپرد وقتی از این قضایا تمام شد میبینید عجب! اینها كه خلافی نكرده بودند اینهایی كه عمل خلافی انجام نداده بودند، اینهایی كه حرف خلافی نزده بودند.
اینهایی كه در جریان عاشورا برای كشتن پسر رسول خدا آمدند اینها چه شدند؟ در آن حال و هوا در آن شایعات در آن تبلیغات گرفتار شدند. واقعاً عجیب بود، چند روز پیش یك قضیهای پیش آمده بود، من داشتم به یك نفر میگفتم واقعاً عجیب است یعنی انسان از نظر قساوت و سَبُعیت به كجا میرسد. خیلی عجیب است این مسئله عاشورا واقعاً قضیه عجیبی است خیلی قضیه عجیب است. ما به این قضیه عاشورا فقط بهعنوان اینكه امام حسین را شهید كردند و اولاد او را شهید و اسیر كردند نباید نگاه كنیم، ما باید این مسئله عاشورا را بیاوریم یكبهیك مسائلی كه اتفاق افتاده بگذاریم در جلویمان و خودمان را در جایگاه همان افرادی كه در این جریان حضور داشتند قرار بدهیم، ببینیم واقعاً در آن زمان ما چه میكردیم، واقعاً اگر در آن جو و تبلیغات بودیم چه میكردیم؟ زمام عقل و اختیار خود را به كدام طریق میسپردیم؟ به كدام مكتب و به كدام فرد و به كدام شخصیت، دین خود را تسلیم میكردیم؟

