حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
7به عبارت دیگر اولیاء الهی در تكالیف الهی فضولی نمیكردند حالا ما از این طرف فضولی میكنیم آن حق را به خود نسبت میدهیم. جای دیگر مطلب نیست اگر میخواهید باید اینجا بیایید این دروغ است ممكن است جای دیگر هم باشد. حقی را كه در جای دیگر است آن حق را برمیداریم و آن حق را به خود نسبت میدهیم. جای دیگری نرو فایدهای ندارد اگر میخواهی به جایی برسی باید بیایی اینجا! نه ممكن است باشد بهتر از اینجا هم باشد و مفیدتر از اینجا هم باشد. هیچ این مسائل نیست. ممكن است در جای دیگر حق باشد چرا انسان بخواهد روپوشی كند، بله، یك وقتی ما نمیدانیم باید بگوییم نمیدانیم ولی اینكه بیاییم به خاطر نفسانیات خودمان آن حقائقی را كه در جاهای دیگر قرار دارد روپوشی كنیم روی آنها را بپوشانیم و بعد منحصر كنیم؛ انگار در روی كره زمین فقط یكجا قرار دارد آن هم آنجایی است كه بنده تشریف دارم. نه، این خبرها نیست این مسائل نیست هزار جا هزاران جا ممكن است بهتر باشد مفیدتر باشد نفعش بیشتر باشد مصلحتش بیشتر باشد. اینكه بیاییم و این عمل را انجام بدهیم بر فرض هم اگر این مسئله واقعیت داشته باشد در حول و حوش مسائل نفسانی دور میزند؛ جای دیگر نرو اینجا بیا! كتاب دیگر نخوان این را بخوان! بهكسی دیگر اقتدا نكن اینجا اقتدا كن! از كسی دیگر تبعیت نكن از اینجا بكن! وقتت را در جای دیگر نگذران در اینجا ... تمام این مطالب گرچه ممكن است واقعیت و حقیقت داشته باشد ولی این نحوه صحبت بر مدار نفس دور میزند. همانطوری كه من بیایم این مطلب را مطرح كنم مسئله نفسانی میشود، خب دیگران هم همین كار را انجام میدهند میگویند نه آقا آنجا نرو بیا اینجا، پای آن صحبت نشین بیا پای این صحبت، آن مطلب را نپذیر این مطلب را بیا بپذیر، آن مطلب خلاف است بیا مطلب ما، تفاوتی از این نقطه نظر ندارد و نبرد و نزاعی كه در بین میگیرد، این نزاع از دائره نورانیت و روحانیت خارج میشود و تبدیل به یك نزاع نفسانی میشود نزاع سیاسی میشود نزاع دنیوی میشود و نزاع اعتباری و مجازی میشود. چرا؟ چون ملاك به جای توجه به معنا به خود برگشته است. محوریت از توجه به معنا به توجه به خود عدول كرده منتها با صورت و نقاب الهی، با چهره الهی و روحانی مسئله بدین كیفیت درآمده.

