اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین

14316
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین

6
  • علی‌كل‌حال انسان در یك همچنین وضعیتی اگر بخواهد آن مراتب انسانی خود را به فعلیت برساند و به آن مرتبه قرب برسد باید به همان روشی عمل كند و به همان مَنِشی تن در بدهد و در همان منهج و صراطی باید حركت كند كه اولیاء الهی، ائمه و پیغمبران اینها در همان منهج و در همان روش و در همان وضعیت حركت كردند؛ ائمه ما همان كارهایی را انجام می‌دهند كه ما انجام می‌دهیم و ما باید همان كارها را انجام بدهیم كه آنها انجام می‌دهند. التفات كردید! مسئله این‌طور نبوده كه فرض كنید نسبت به مسائل دنیوی امام علیه‌السّلام بیاید و دست روی دست بگذارد و بخواهد رزقش از سماء به زمین بیاید و بین اسره و قوم و خویش خود آنها را پخش كند. نخیر! امام علیه السّلام مانند سایر افراد مَمَری داشت ممشایی داشت از عمل از اشتغال از زراعت از كشاورزی از تجارت و همان‌طور مانند سایر افراد گاهی از اوقات آنها در حال انبساط و بسط و فراخی بودند گاهی در حال ضیق معیشت بودند مثل سایر افراد، منتها مسئله اینكه آنچه كه برای آنها حائز اهمیت بود و برای دیگران نیست این است كه آنچه در این دنیا نسبت به او اشتغال داشتند، آنها را از توجه به آن مقصد باز نمی‌داشت. ما نه ما باز می‌مانیم. یك معامله‌ای برای ما پیدا بشود خدا را فراموش می‌كنیم، در یك‌جا احساس كنیم حق با دیگری است او را زمین می‌گذاریم، در یك‌جا می‌خواهیم وقتی‌كه می‌بینیم مسئله به نفع دیگری دارد می‌گردد سنگ می‌اندازیم و او را به نفع خود برگردانیم درعین‌حال نماز هم می‌خوانیم روزه هم می‌گیریم. این نماز و روزه ما ما را به هیچ‌جا نمی‌برد، دلمان را هم خوش كردیم به اینكه در اینجا و آنجا هم شركت می‌كنیم. ولی ائمه، اولیاء خدا این‌طور نبودند وقتی می‌دیدند حق در اینجاست گرچه به ضرر آنها تمام بشود ارجاع می‌دادند. اگر شخص می‌آمد و می‌خواست یك نفع مادی به آنها برساند نمی‌گفتند كه الآن فرض بكنید كه شما فلان كار را بكنید بیایید اینجا پیش ما و این كار را بكنید نه، وقتی می‌دیدند دیگری می‌تواند بهتر را انجام بدهد می‌گفتند آقا پیش فلان شخص برو حاجت تو پیش فلان شخص برآورده می‌شود. فلان شخص بهتر از ما این جنس را دارد، نمی‌گفتند نیست نمی‌گفتند نرو، نمی‌گفتند فایده ندارد نمی‌گفتند جای دیگر بروی خبری نیست، این حرفها را نمی‌زدند چرا؟ چون نظر آنها در این دنیا نظر، نظر مَمَر بود لا مَقر، نظر عبور و معبر بود نه مسكن و مأوی، اینها را در همان مسیری كه خدای متعال قرار داد انجام می‌دادند ... وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا ... القصص، ٧٧ آنچه را كه باید در راه خودش انجام بشود انجام می‌دادند، نصیب از دنیا را هم به مقتضای كلام الهی و فرمایش الهی فراموش نمی‌كردند.