اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین

14316
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین

5
  • تمام مطالب باید در كنار هم و همراه با هم قرار بگیرد تا اینكه مراتب وجودی انسان در یك ردیف و در یك مسیر حركت كند و به جلو برود نه اینكه انسان تصور كند مسائل ظاهر با قضایای باطن اینها در دو افق‌متفاوت و در دو راه مختلف قرار دارند و پرداختن به یكی انسان را از پرداختن به دیگری باز می‌دارد. برخلاف آنچه كه در بسیاری از كتب حتی اهل سلوك این مسئله دیده می‌شود و تفكر بسیاری از افراد نسبت به این مسئله هست كه خیال می‌كنند راه خدا و مسیر خدا با مسیر عقلانیت و تعقل و منطق منافات دارد؛ منطق می‌گوید فلان كار را انجام بده ولی راه خدا می‌گوید این مطالب را كنار بگذار. منطق و عقل می‌گوید الآن در مسائل ظاهری و مسائل دنیوی باید به این‌گونه عوامل بپردازی، به زندگی و معیشت خودت باید برسی، به امور دوستان و رَحِم و اقربا باید سركشی كنی، نسبت به امور و كارهای روزمره كوتاهی نباید بكنی، نسبت به مسائلی كه خداوند تكلیفش را بر عهده تو گذاشته مسامحه و سستی نباید بكنی، این مسیر مسیر ظاهر است از آن طرف مسیر باطن می‌گوید اینها را كنار بگذار زن را كنار بگذار، بچه را كنار بگذار أقربا را كنار بگذار زندگی را كنار بگذار، دنیا را كنار بگذار درس را كنار بگذار كار را كنار بگذار شغل را كنار بگذار مانند رهبان‌ها و بعضی از افراد نادان تمام امر و همِّ خود را متمركز و متركز باید بكنی نسبت به مسائل اخروی و نسبت به عبادات و كنار گذاشتن همه اینها. این مطلب خلاف است و باطل.

  • خدای متعال می‌توانست انسان را از اول مانند ملائكه بدون جسم بیافریند چرا نیافرید؟! خدای متعال می‌توانست از اول رزق و روزی انسان را از بارقه‌های عوالم معنا قرار بدهد نه از همین نعمت‌های دنیوی و مادی و طبیعی، چرا این كار را نكرد؟ خدای متعال می‌توانست انسان را موجودی عقلانی و روحانی بیافریند، بدون توالد و تناسل و امثال ذلك، خب شیاطین توالد ندارند ملائكه توالد ندارند، آنها شیاطین چرا؛ آنها به یك قسمی دارند، ولی خود ملائكه و نفوس مجرده و عقول مجرده اینها توالد و تناسل ندارند؛ مسئله شهوت و غرائض انسانی و حیوانی در آنها به‌كلی منتفی است وجود آنها وجود ابداعی است نه اینكه وجودی است كه دائر مدار سلسله و مسببات مادی و ظاهری بخواهد باشد. خدا می‌توانست انسان را به این كیفیت خلق كند چرا نكرد؟! این نحوه خلقتی كه خداوند برای انسان در این زمینه قرار داده است اقتضا می‌كند كه تكامل انسان و رسیدن به مراتب عالیه و رساندن استعدادات به مراتب فعلیت از این طریق و از این ناحیه باشد. كسی كه بخواهد نسبت به مسائل عبادی توجه كند و از مسائل ظاهری كناره‌گیری كند آن عبادت برای او تبدیل به بُعد خواهد شد. به‌نظرم برای این مسئله خدمت رفقا در زمان سابق مثال‌هایی زدم و مطالبی در این قضیه بیان كردم حالا به مناسبت اگر مطلبی پیش آمد توضیح بیشتری خواهم داد.