
تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا
حقيقت معناي تقوا و تصور نادرست افراد از آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 چرا امام صادق عليه السلام در اين فقره شريفه رعايت و محقق ساختن همه دستورات سابق الذكر خود را اولين مرتبه از مراتب تقوي بيان ميكنند. 2 اولين مرتبه از مراتب تقوي عبارتست از اينكه انسان جايگاه خود را در عالم هستي بفهمد و توقعي را كه خداوند متعال در اين عالم از او دارد ادراك كرده تا استعدادات و سرمايههاي وجودي خويش را هباء منثورا تلف كند. 3 مهمترين مسئله قبل از ورود افراد در مسير سير و سلوك اطلاع ايشان از ميزان واقعي همت و استعداد خود براي پيمودن اين مسير ميباشد. 4 به چه دليل بر اساس فرمايش پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم يك ساعت تفكر كردن از هفتاد سال عبادت كردن بهتر و برتر ميباشد. 5 لزوم پرداختن افراد به ذكر تسبيحات حضرت زهرا سلام اللَه عليها بلافاصله پس از اتمام نماز و كلام مرحوم حداد رضوان اللَه عليه در اهميت آن. 6 چگونه انسان ميتواند حالات روحاني و معنوي حاصل شده براي خود را حفظ و تداوم بخشد. 7 چگونه عامه و اهل تسنن با اعتقاد بر برتري خلفاء نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام و آل او در تشهد نماز خود بر پيامبر و آل او صلوات ميفرستند. 8 نماز خواندن و تلاوت قرآن فردي كه با علم به حقانيت امري بر خلاف آن عمل مينمايد نه تنها موجب نورانيت و قرب افراد نشده موجب كدروت و بُعد او ميشود. 9 لزوم پايبندي افراد به ملاكات و مباني مكتب تشيع و حفظ حريم و جايگاه مقدس ائمه اطهار عليهم السلام. 10 ديدگاه نادرست افراد از معناي تقوا و مرادف قرار دادن آن با زهد ظاهري و اعراض از دنيا و نعمات آن.
تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا
توضیحات:
حقيقت معناي تقوا و تصور نادرست افراد از آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 چرا امام صادق عليه السلام در اين فقره شريفه رعايت و محقق ساختن همه دستورات سابق الذكر خود را اولين مرتبه از مراتب تقوي بيان ميكنند. 2 اولين مرتبه از مراتب تقوي عبارتست از اينكه انسان جايگاه خود را در عالم هستي بفهمد و توقعي را كه خداوند متعال در اين عالم از او دارد ادراك كرده تا استعدادات و سرمايههاي وجودي خويش را هباء منثورا تلف كند. 3 مهمترين مسئله قبل از ورود افراد در مسير سير و سلوك اطلاع ايشان از ميزان واقعي همت و استعداد خود براي پيمودن اين مسير ميباشد. 4 به چه دليل بر اساس فرمايش پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم يك ساعت تفكر كردن از هفتاد سال عبادت كردن بهتر و برتر ميباشد. 5 لزوم پرداختن افراد به ذكر تسبيحات حضرت زهرا سلام اللَه عليها بلافاصله پس از اتمام نماز و كلام مرحوم حداد رضوان اللَه عليه در اهميت آن. 6 چگونه انسان ميتواند حالات روحاني و معنوي حاصل شده براي خود را حفظ و تداوم بخشد. 7 چگونه عامه و اهل تسنن با اعتقاد بر برتري خلفاء نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام و آل او در تشهد نماز خود بر پيامبر و آل او صلوات ميفرستند. 8 نماز خواندن و تلاوت قرآن فردي كه با علم به حقانيت امري بر خلاف آن عمل مينمايد نه تنها موجب نورانيت و قرب افراد نشده موجب كدروت و بُعد او ميشود. 9 لزوم پايبندي افراد به ملاكات و مباني مكتب تشيع و حفظ حريم و جايگاه مقدس ائمه اطهار عليهم السلام. 10 ديدگاه نادرست افراد از معناي تقوا و مرادف قرار دادن آن با زهد ظاهري و اعراض از دنيا و نعمات آن.
تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا
20یك شخصی بود در همان زمان سابق یكی از دوستان میگفت از اهل علم بود وقتی در خیابان با او ملاقات كرده بود گفت شنیدم شما فلان موقعیت و پست را پیدا كردید، یك مرتبه شخص ناراحت شد، آقا مگر من به شما چه كردم كه شما یك همچنین تهمتی را دارید به من میزنید، مگر من چه بدی به شما كردهام! گذشت یك ماه، دوماه، سه ماه، بعد از چند ماه دیگر همین شخص در همان وضعیتی كه او را نسبت به خودش اتهام میدید به همان جا رسید و نه تنها به آنجا رسید، خب آن یك چیز معمولی و عادی بود و برای خیلیها هم مستحسن است، ولی صحبتهایی كه در یك همچنین موقعیتی میكرد صحبتهایی بود كه از شأن یك فرد عادی هم پایینتر بود، چه شد؟ اینكه قبلا اتهام بود، چه شد یك مرتبه صد و هشتاد درجه این اتهام عوض شد و تبدیل به یك كار مستحسن شد و بلكه ضروری شد و حتی از دیگران هم جلو افتادی، در حرفها و در مسائل و در پیشنهادها و در مطالبی كه گفته میشد جلوتر افتادی، مطالبی كه حتی دیگران هم نمیگویند حالا باید افراد از شما بشنوند، چرا؟ چون او در آن موقعیت هنوز خودش را نیافته بود، این مطلبی كه بیان كردم برای این است، حالتی داشت كه احساس میكرد در یك همچنین حالتی اگر او هم مثل بقیه و سایر افراد باشد مردم نسبت به او فلان نظر را دارند خودش را دور میدید اما وقتی ورق برمیگردد و با یك وسائل و وسائطی یك همچنین زمینهای فراهم میشود و آن شخص در یك همچنین زمینهای قرار میگیرد حالش برمیگردد، معلوم میشود حال آن موقعش مجاز بوده نه حقیقیت، مقطعی بوده نه واقع، تخیلی بوده نه حقیقت، تخیلی بوده خیال میكرده نسبت به این مقام و موقعیت چشم ندارد، خیال میكرده نسبت به این مسائلی كه دیگران نسبت به آنها كوشا و پر اهتمام و پر حرارت هستند، نسبت به آنها تمایل ندارد بلكه تمایل برعكس دارد، اما وقتی كه با یك زمینههایی قرار میگیرد پا را جلوتر میگذارد و بقیه كه به گردش نمیرسند، صبر كن! كجا داری میروی بگذار رفقایت هم برسند! تو كه هشت ماه پیش كه آنطور میگفتی. چه شد، ملاكها عوض شد، بله ملاكها عوض شد! آسمان و زمین تغییر نكرد، آنچه كه در درون بود ظاهر شد و مشخص شد واقعی در كار نبوده، مشخص شد حقیقتی در پی كار نبوده، خیال بوده، نفسش در آن موقع نسبت به این مسئله این حالت را داشته، حالت تهاجمی، نفور و انكار داشته اما وقتی كه موقعیت عوض میشود نفس خودش را با موقعیت جدید چكار میكند؟ هماهنگ میكند حالا دیگر اینجا بستگی دارد كه این نفسش چقدر میتواند در این بین جولان بدهد میبینیم نه، دیگران هم پشت سرش گذاشته دارد میرود اصلا، با حركت صوت و حركت نور همینطور دارد میرود جلو، این یك مسئلهای است كه وقت گذشته و ما آن مقدماتی كه گفتیم برای رسیدن به اینجا بود.
