اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا

14108
عنوان بصری

تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا

17
  • البته نمی‌دانم یك دفعه گفتم این قضیه را و سر به سرش هم گذاشتیم و كار به جایی رسید، یك وقت در یك قضیه‌ای مرحوم آقا وقتی كه در یك جلسه‌ای بودند من را فرستادند، گفتند برو ایشان را دعوت كن مشروط به اینكه اگر می‌آیند اینجا از غذا و میوه اینجا بخورند خیلی صریح. این بازی‌ها اینجا نیست، امام زمان توست، شیطان است هر كسی هست در خانه خودت، اینجا حساب دارد. كدام امام زمان می‌آید و می‌گوید در حضور مردم مؤمن یك همچنین غلط كاری‌ها و مزخرفاتی را انسان بیاید انجام بدهد! كدام امام زمان می‌گوید این غذا حرام است بر شما ولی برای ولی خدا حلال است! این رسم و فرهنگ اسلامی است كه وقتی كه صاحب منزل یك غذایی تهیه كرده و یك زحمتی كشیده فرد بیاید همین‌طور كنار سفره بنشیند و همین طور نگاه كند و بعد هم بقیه بردارند بخورند، این درست است؟ این كدام فرهنگ است، این فرهنگ فرهنگ حیوانات است نه فرهنگ یك انسان، فرهنگ یك شخصی كه شخصیت دارد وخداوند به او عقل و وجدان داده است اگر تو یك همچنین سفره‌ای در خانه‌ات بیاندازی من بیایم خوشت می‌آید! اگر زنت این همه زحمت كشیده باشد و این همه رنج برده باشد برای اینكه مهمان كه می‌آید از این دست رنجش استفاده كند انسان بیاید آنجا بنشیند و فقط نان و پنیر بخورد خدا را خوش می‌آید؟ خلاف است این كارها، انسان باید تعقل داشته باشد فرهنگ باید داشته باشد، انسانیت باید داشته باشد باید به شخصیت افراد احترام بگذارد، به آن زحمتی كه آن زن، مرد وخادم كشیده احترام باید بگذارد، اینها نفوسی هستند كه در اینجا رنج بردند حالا بنده بیایم بگویم نه این برای من بد است نمی‌خورم خب از اول بگو. این را من نمی‌خورم ما رفتیم پیش این فرد بعد از یك مقداری مقدمه و صحبت و اینها گفتیم كه یك همچنین پیغامی هست ... ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ‌ العنكبوت، ١٨ خلاصه اگر می‌خواهید بیایید آنجا باید به این نحو باشد، آقا یك مرتبه دیدیم ایشان رفتند در فكر و با اعلی حضرت امام زمان جنی خودشان رابطه برقرار كردند، رنگش تغییر پیدا كرد، یك دفعه سرش را بلند كرد و گفت نخیر اجازه نمی‌دهند، گفتم عجب! گفتم هیچ تبصره‌ای درونش نیست؟! استثنائی، قانونی حضرت نفرمودند؟ یك خرده این طرف و آن طرف شد و با ما هم دیگر نمی‌توانست ...، گفت نه نمی‌توانم. گفتم حالا نمی‌توانی به حضرت بگوئی این یكی را اجازه بدهد، هرچی می‌خواهد بگوید این یك جا را خلاصه، یك خنده‌ای به زور كرد و گفت نه نمی‌توانم، گفتم پس لطفا تشریف نیاورید.