
تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا
تبیین اولین مرتبه از مراتب تقوا
16انسان در یك وضعیتی قرار میگیرد كه اصلًا از خوردن غذای خوب ناراحت است، گاهی اتفاق میافتد، چطور؟ مثلًا شما در یك جمعی هستید، میبینید افراد همه اشتیاق دارند به یك نوع غذا و .... شما خودتان را در میان آن جمع یك حالتی به خود میدهید یك پوششی انسان دور خودش قرار میدهد، خودش را در آن پوشش محصور میكند و وقتی كه در آن پوشش محصور شد از میان افراد جدا میشود و با دید دیگری نسبت به آن جمع و اجتماع نگاه میكند خود را از دیگران بالاتر میبیند لذا عارش میآید كه با آنها همرنگ بشود و یكرنگ بشود و در جماعت آنها شركت كند؛ كنار سفره مینشیند فقط پنیر و نان میخورد، میگویند نه من میل ندارم من به این چیزها میل ندارم. در حالی كه اگر این جماعت نبودند از اول سفره تا آخر سفره را درو كرده بود، چرا این كار را میكند؟ چونجلوی اینهاست. پس این لذت نفسانی است. این هیچ تفاوتی نمیكند هیچ، و صد هزار بار بدتر از آن وقتی است كه انسان بیاید و به غذای لذیذ روی بیاورد؛ آن جنبهاش فقط یك جنبه حیوانی دارد و پایینتر از مرتبه انسانی است، اما این جنبهاش جنبه نفسانی دارد این واویلا است، آن وقتی كه انسان در كنار بقیه بنشیند و ببیند همه به او نگاه میكنند و فقط این یك سیب زمینی برداشت و خورد یا یك چغندر برداشت و خورد آن موقع آن لذتی را كه میبرد از هزار طاووس و قرقاول خوردن به پای این نمیرسد.
اینكه من خدمتتان عرض میكنم من بودم یك نفر بود در زمان خود مرحوم آقا، این یك وضعیتی داشت و وقتی كه از مرحوم آقا فاصله گرفت در یك افكاری افتاد، در یك انحرافاتی قرار گرفت از جمله در دام شیطان واقع شد و شیطان به صورت امام علیهالسّلام برای او تجلی كرد؛ شیطان را میدید خیال میكرد امام علیهالسّلام را دیده است، مطالب را از او میشنید خیال میكرد دستورالعملها از ناحیه حضرت آمده، این را به خود من میگفت. از جمله كارهایی كه او كرده بود این بود: وقتی كه بر سر یك سفره مینشینی از آن سفره نخور آن سفره بر تو حرام است! غذای تو غذای خاص است كه باید از اعلا مراتب علیین از آن درجات بیاید! این غذاها برایت حرام است، آن وقت میآمد منزل مرحوم آقا با اینكه یك اقتراب خیلی نزدیك نسبی با مرحوم آقا داشت سفره پهن میشد سفره ولی خدا در منزل پهن میشد این سفره بر او حرام است! عجب آدم احمقیبود. میرفت گوشه و كنار مینشست، همه میخوردند و این نگاه میكرد و وقتی به او نگاه میكردی میدیدی در چه عالمی از كیف و لذت این الآن دارد غوطه میخورد! كه در یك چنین وضعیتی است آن هم سفره یك همچنین عالمی، یك همچنین فردی با این خصوصیات و با این موقعیت و حتی این مُجاز نیست كه از این سفره بخورد، نه از سفره افراد عادی، افراد عادی كه به جای خود. اینكه در منزل یك همچنین شخصی بیاید و حتی این سفره برای او حرام است یك لذت نفسانی در او به وجود میآورد همچنین از آن بالا كه اصلا نمیشد او را پایین آورد، ملاحظه كردهاید موشكها چنان با سرعت بالا میروند، او میرفت بالا كه از این موشكها هم بالاتر، همین طور كنار مینشست و كیف میكرد كه دارد نگاه میكند.
