اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیت‌های مختلف

14٬778
عنوان بصری

حقيقت معناي تقوا و زهد. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسر آيه 102 سورۀ مباركه آل عمران:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ) 2 چرا امام صادق عليه السلام در اين فقره شريفه رعايت همۀ دستورات سابق الذكر را توسط افراد اولين درجه از تقوي بيان مي‌كنند. 3 توضيحي راجع به معناي شهوت و لذت در يك اصطلاح عام 4 . در بسياري از موارد شارع مقدس در عين تجويز التذاذات نفسي رعايت جنبه معنوي و باطني آنها را مورد توجه و لحاظ قرار می دهد 5 در بسياري از موارد نفس انسان براي موجّه نشان دادن اعمال خلاف و به دور از حق خود به دادن رنگ و صبغه شرعي و الهي به آنها مي‌پردازد. 6 بيان معيار و ميزاني كه انسان بواسطه آن مي‌تواند اعمال و رفتار خود را محك زده ميزان دخالت نفس در آنها را ارزيابي كند. 7 توضيح راجع به معناي تقوي در كلام امام صادق عليه السلام. 8 لزوم توجه و دقت افراد در اينكه چه ميزان از اعمال و تفكرات و سخنان ايشان بر اساس التذاذات نفساني و چه ميزان بر اساس واقعيت مي‌باشد. 9 از جمله اموري را كه مرحوم علّامه طهراني نسبت به آن بسيار تأكيد مي‌كردند، استقامت و صلابت افراد نسبت به راه و مكتب و مباني آن به ميزان ادراك و فهم ايشان نسبت به آن مي‌باشد. 10 لزوم دقت و مطالعۀ بيانات عاليه و سخنان راقيه اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج‌البلاغه در ارتباط با تقوا و اوصاف متقين. 11 تصور نادرست افراد از معناي تقوا و مرادف قرار دادن آن با زهد و اعراض از دنيا و نعمات آن. 12 هر يك از انسانها در انجام اعمال و كارهاي خويش در پي رسيدن به غايت و مقصود خود از آن مي‌باشند.

زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیت‌های مختلف

توضیحات:

حقيقت معناي تقوا و زهد. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسر آيه 102 سورۀ مباركه آل عمران:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ) 2 چرا امام صادق عليه السلام در اين فقره شريفه رعايت همۀ دستورات سابق الذكر را توسط افراد اولين درجه از تقوي بيان مي‌كنند. 3 توضيحي راجع به معناي شهوت و لذت در يك اصطلاح عام 4 . در بسياري از موارد شارع مقدس در عين تجويز التذاذات نفسي رعايت جنبه معنوي و باطني آنها را مورد توجه و لحاظ قرار می دهد 5 در بسياري از موارد نفس انسان براي موجّه نشان دادن اعمال خلاف و به دور از حق خود به دادن رنگ و صبغه شرعي و الهي به آنها مي‌پردازد. 6 بيان معيار و ميزاني كه انسان بواسطه آن مي‌تواند اعمال و رفتار خود را محك زده ميزان دخالت نفس در آنها را ارزيابي كند. 7 توضيح راجع به معناي تقوي در كلام امام صادق عليه السلام. 8 لزوم توجه و دقت افراد در اينكه چه ميزان از اعمال و تفكرات و سخنان ايشان بر اساس التذاذات نفساني و چه ميزان بر اساس واقعيت مي‌باشد. 9 از جمله اموري را كه مرحوم علّامه طهراني نسبت به آن بسيار تأكيد مي‌كردند، استقامت و صلابت افراد نسبت به راه و مكتب و مباني آن به ميزان ادراك و فهم ايشان نسبت به آن مي‌باشد. 10 لزوم دقت و مطالعۀ بيانات عاليه و سخنان راقيه اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج‌البلاغه در ارتباط با تقوا و اوصاف متقين. 11 تصور نادرست افراد از معناي تقوا و مرادف قرار دادن آن با زهد و اعراض از دنيا و نعمات آن. 12 هر يك از انسانها در انجام اعمال و كارهاي خويش در پي رسيدن به غايت و مقصود خود از آن مي‌باشند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیت‌های مختلف

8
  • مرحوم آقا همیشه می‌فرمودند: انسان عملی را كه می‌خواهد انجام بدهد باید صلابت داشته باشد. صلابت یعنی چه؟ یعنی خود را در قبال جوّ و اطراف و جوانب نبازد و اختیار نفس را به دست جو و اطراف و شرایط نسپارد بلكه شرایط را به دست بگیرد و با ادراك صحیح از شرایط و محیط و جو، آن تصمیم مناسب را اتخاذ كند. چه اینكه بخواهد به نفع كسی باشد یا بخواهد به ضرر كسی باشد. صلابت داشتن معنایش این است. یعنی انسان اول تصور كند یك مطلبی را، حالا كار نداریم ممكن است اشتباه باشد، حالا آن اشتباه‌جایزالخطا بودن برای همه افراد است؟ نه! ما كه ادعا نكردیم معصوم هستیم، عصمت اختصاص به امام علیه السّلام دارد و اولیاء الهی كه آنها در مرتبه خاص خودشان هستند و از مرتبه نفس دیگر برای آنها چیزی باقی نمانده و حقیقت وجود آنها را حقیقت عبودیت و توحید تشكیل می‌دهد، آنها به مرتبه عصمت می‌رسند و الا ما نه یك همچنین ادعایی داریم و نه اینكه خدا از ما یك همچنین توقعی هم دارد. خدا بشر را جایزالخطا قرار داده. ولی صحبت در این است كه ما در پیشگاه خود و در ضمیر خود، مسئله را به شكلی و به نحوی ترسیم كرده باشیم كه حداقل بتوانیم در احساس خلوص و در احساس صداقت، دیگر خود را گول نزنیم. این مقدار را خدا از ما می‌پذیرد می‌گوید همین مقدار كافی است. اشتباه هم كردی من برایت واقع را می‌نویسم، خطا هم كه كردی من برایت ثواب را می‌نویسم. یعنی حتی اگر در این عمل خطا كردی، جلو رفتی. نفسِ این عمل در نفس، و نفسِ این حركت نفسانی، خود جلو رفتن است چه اینكه به واقع اصابت بكند یا اینكه نكند متوجه شدید چه می‌خواهم عرض كنم؟ یعنی همین كه انسان این تغییر و تبدل را در نفس خود انجام می‌دهد كه مخالف با لذت نفسانی و هوی باشد خود این عمل جلو رفتن است و این جلو می‌برد، كاری به اشتباه و غیر اشتباه نداریم، اشتباه هم كرده اشكال ندارد، هیچ اشكال ندارد، هیچ اشكال ندارد، این مقدار را انسان انجام بدهد این كفایت می‌كند.

/ 380