اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیت‌های مختلف

14684
عنوان بصری

زهد دروغین در قالب اقتضائات نفس در شرائط و موقعیت‌های مختلف

15
  • اگر برای خداست پس چرا آن كار خلاف را انجام می‌دهی؟ چرا آن عمل خلاف را انجام می دهی؟ چرا در اجرای حد مراعات رفقای خودت را می‌كنی؟ چرا به خواستگاری دختر علی می‌آیی و بعداً او را تهدید به سرقت و قطع ید می‌كنی؟ چرا؟ چرا وقتی ابن عباس یك مطلبی را می‌خواهد از تو بپرسد و تو را به چالش در پاسخ قرار می‌دهد با تهدید او را رد می‌كنی؟ چرا دشمنان خود را مخفیانه در دل شب با تیر، به هلاكت می‌رسانی؟ چرا در هنگام وفات با اینكه می‌دانی حق با علی است و خلافت اختصاص به علی دارد با آن ترفند و شعبده‌بازی خلافت را به عثمان می‌رسانی؟ چرا؟ تو زاهدی؟ تو زهد داری؟ آن نان و سركه را كه می‌خوری و الان در كتب اهل تسنن و دیگرانِ از مؤلفینِ منحرفِ شیعه به عنوان فرد زاهد و كناره‌گیر از تو یاد می‌كنند. در پس این قضیه چه كلكی نهفته است؟ اگر راست می‌گویی هزار تا مسئله مهم‌تر است بیا به آنها بپرداز. نه آقا جان، برو بهترین غذا را بخور كسی كاری به تو ندارد، كسی به تو حرف نمی‌زند، من اعتراض نمی‌كنم، برو بهترین غذا را بخور، فوقش كار مكروهی انجام دادی، چرا می‌آیی كار حرام انجام می‌دهی بعد از آن طرف این عمل را انجام می‌دهی؟!

  • بسیاری از افراد هستند كه اینها به واسطه عدم تدبیر صحیح و تربیت صحیح و تصحیح نفس در طریق اخلاق، اینها در طول مسیر به این مهلكه مبتلا می‌شوند؛ یعنی چون دیگر نفس نمی‌تواند با التذاذات خامیانه، خود را اشباع كند. با لذت‌هایی كه عوام و سایر افراد به دنبال آن لذت‌ها هستند خود را اغناء كند و پر كند و حظ خود را از حیات این دنیا بگیرد. آن لذت و آن میل نفسانی را در قالب اموری كه آن امور مورد توجه افراد و مؤمنین از جامعه است آن را قرار می‌دهند. در كیفیت لباس پوشیدن لباسی را می‌پوشند كه از نقطه نظر جو و اجتماع در سطح منحطی قرار دارد، در سطح نازلی قرار دارد. در كیفیت غذا خوردن به نحوی غذا می‌خورند كه مورد توجه افراد قرار می‌گیرند. در استقبال نسبت به مسائل دنیوی و ریاسات، انزوای آنها نه از ناحیه تدبر عقلانی و انعزال از صوارف به معنا و مطالب اخروی و تقرب، بلكه به عنوان یك فرد تافته جدا بافته منعزل از افكار و امیال و شهوات متداول در جامعه، خود را قلمداد می‌كند. مسئولیت نمی‌پذیرد نه به خاطر اینكه مسئولیت او را از توجه دور می‌كند، بلكه به خاطر اینكه خود را در ردیف دیگران نمی‌بیند كه دیگران این مسئولیت را پذیرفتند، خود را كنار می‌كشد. موقعیتی را قبول نمی‌كند نه به خاطر اینكه آن موقعیت او را از خدا باز می‌دارد بلكه به خاطر این است كه به دیگران بگوید به من پیشنهاد شد و من نپذیرفتم! به خاطر اینكه در میان اقران و اطرافیان، خود را در یك جَوّی از شخصیت و یك پوششی از انانیت می‌بیند كه اقدام بر این مسئولیت را منافی با آن شخصیت و مؤقعیت خودش در میان اقران و اشباه و امثال خود تلقی می‌كند. به این خاطر، مسئولیت را نمی‌پذیرد.