لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود
6امیرالمؤمنین علیه السّلام را چرا دنیا احترام میكند؟ مسیحی مگر امیرالمؤمنین را قبول دارد؟ جرج جرداق یك آدم مسیحی است و اسلام را قبول ندارد. یك عبارتی راجع به امیرالمؤمنین دارد. میگوید: اگر یك نفر انسان كه بتوانیم در طول تاریخ بشریت، این را در مقابل خودمان قرار بدهیم و بگوییم اگر خدا یك انسان آفریده او علی بن ابی طالب است. حتی نمیگوید مسیح. با اینكه امیرالمؤمنین را به دیانت و اعتقاد قبول ندارد، ولی به انسانیت چطور؟ یعنیامیرالمؤمنین علیه السّلام كاری كرده كه اگر یهودی به او نگاه كند سرش را پایین میاندازد، نصرانی وقتی به او نگاه كند سرش را پایین میاندازد. كسی نمیتواند در چشم امیرالمؤمنین نگاه كند. كسی نمیتواند در چشم اولیای خدا نگاه كند، به اولیای خدا كه انسان میرسد سرش را پایین میاندازد. چرا؟ چون ولی خدا كارش نقص ندارد، كارش عیب ندارد و كارش برای رضای خداست. چون كارش براساس رضای خداست فطرت افراد، آن عملی را كه مطابق با فطرتشان است میگیرد.
وقتیكه شما نگاه بكنید به كارها و جنگها و ارتباطات امیرالمؤمنین؛ آمدند میخواهند عثمان را بكشند میگوید: مردم عثمان را نكشید. مردم میگویند: این عثمان حقّ شما را غصب كرده. میگوید حقّ مرا غصب كرده ولی رضای الهی الان چیست؟ نمیگوید من، نمیگوید شخصیت من، نمیگوید منافع من. رضای الهی در این است كه الان عثمان كشته نشود، این است مسئله. رضای الهی در این است كه این عمل انجام نشود. رضای الهی در این است كه وقتی خلیفه میآید همان خلیفه غاصب و ملعون و فاسد و فاجر كه زد حتی زن خودش را هم كشت. همین خلیفه دوم، الحمدلله امروزه همین خلیفه دوم از همه مسلمانها هم بالاتر و اشرف شده است! دیگر در نوشتجات چه چیزهایی كه نمیبینیم! این هم از علائم آخرالزمان است. این اول فاسق و فاجر، شده مسلمان! چه كسی گفته كه این حضرت زهرا را كشته است؟! چه كسی گفته كه این (عمر) گفته قلم و قرطاس نیاورید پیغمبر هذیان میگوید؟! این حرفها مال این (عمر) نبوده این حرفها در آمده! طبری این حرفها را در آورده، دیگران در آوردند. ایشان از اباذر و سلمان و مقداد هم مقامش بالاتر است! خوب است نگفتند از امیرالمؤمنین بالاتر است! این خلیفه آمده سراغ امیرالمؤمنین: یا علی در این جنگ چه كنیم؟ امیرالمؤمنین فرمود: صلاح این است كه این كار و این كار را بكنی و خود امام حسن را هم با یكی از این لشكریان میفرستد در ایران كه همراه با این لشكر بیاید در ایران. لذا امام حسن با این لشكر به ایران آمد. چرا؟ چون او نمیگوید من، او همیشه میگوید «او» «او» «او». من در حرفش نیست. ضمیر متكلم در كلام امیرالمؤمنین وجود ندارد، همیشه ضمیر مذكر مغایب وجود دارد، هُوَ. همیشه میگوید او چه میگوید؟ و او چه اراده كرده است؟ نظر او چیست؟ او چه تصمیم گیرد و او چه میكند. او چه میخواهد؟

