لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود
3مسیری را كه خداوند برای انسان قرار داده است چه نسبت به مسائل دنیوی و چه نسبت به مسائل اخروی هر دو یكی است، هر دو به یك منوال است، هر دو یك منطق بر میدارد. هر دوی اینها از یك قانون برخوردار است. اگر مسئله اخروی و معنوی، مسئله عادی باشد نسبت به همان مقدار انسان باید اهتمام داشته باشد و اگر مسئله اخروی مسئله مهمی باشد اهتمام نسبت به آن مسئله اخروی هم طبعاً خیلی مهم خواهد بود.
مثلا ما در بعضی از دستورات داریم خود مرحوم آقا هم در صحبتها و نوشتجاتشان به این مسئله اشاره داشتند كه از اساتیدشان سؤال میكردند كه چه عملی مؤثرتر و قویتر و مهمتر برای پیشرفت و پیشبرد سالك نسبت به مسائل سلوكی است؟ بعضی از اینها میفرمودند:
بعد از اتیان فرائض و واجبات، رفع حوائج مردم مهمترین عامل برای سرعت و تقویت راه و استقامت و تقرب نسبت به راه و مسیر خواهد بود. بعضیها مسئله مراقبه را مهمترین مطلب برای این مسئله تلقی كردهاند. بعضیها احسان و بِرّ به والدین را مهمترین عامل و مفتاح طریق برای حركت سالك در نظر گرفتهاند.
اما اگر ما تمام این مطالب را بخواهیم در یك قالب قرار بدهیم، آن یك قالب میتواند در این نكته گنجانده شود كه بهطور كلی برای سالك مسئله كم و زیاد و كوچك و بزرگ معنا ندارد. سالك باید مسیر و راه خود را تحصیل رضای الهی قرار بدهد. این یك جمله كفایت میكند برای همه مسائل! البته خود آن مورد در خارج ممكن است اثراتش اثرات بیشتری باشد، نه اینكه فرض كنید انسان نسبت به آزردن دل دیگران اهتمام كمتری داشته باشد ولی نسبت به پدر و مادر اهتمام بیشتری داشته باشد، نه! هر دوی آنها غلط است. یك مرتبه ممكن است نسبت به دیگران اثر كمتری برای انسان داشته باشد اما نسبت به پدر و مادر اثر بیشتری بگذارد، نه اینكه او ایرادی ندارد و منقصت و نقصانی نسبت به مسیر وارد نمیشود، نخیر! در بعضی از موارد اتفاق افتاده است كه بنده خود شاهد بودم كه مرحوم آقا و یا بعضی از بزرگان به دیگری میفرمودند كه فتح باب شما و حلّ مشكلات شما این است كه آن كدورتی كه بین شما و فلان شخص است مرتفع شود. درحالیكه از اقربا و قوم و خویشان او نبود. و آن شخص به واسطه مسائل نفسانی بالاخره موفق به انجام این دستور نشد و بعد به مهالك در افتاد و رفت تا آنجایی كه پیشبینی نمیتوان كرد.

