اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود

14613
عنوان بصری
نسخه عربی

لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود

13
  • این را خدمت شما عرض بكنم، خودم بودم در جلسه ای كه مرحوم آقا برای رفقایشان صحبت می‌كردند. دقیقاً مشخص بود كه هدف از صحبت چیست و سخن ایشان چه مسیری را طی می‌كند و منظور ایشان چیست. این مسئله برای هیچ‌كس پوشیده نبود، غیر از دو سه نفر كه نسبت به مطالب ایشان حال و هوای دیگری داشتند. خودشان دارای غرض و مرض بودند، خودشان دارای اظهار سلیقه و روش بودند. وقتی‌كه جلسه تمام شد و مرحوم آقا رفتند برای تجدید وضو و برگردند برای نماز مغرب‌و عشاء، دیدم این سه تا گفتند دیدید مرحوم آقا حرف‌های ما را زد. ببینید مسئله چیست؟ ولی خدا، دو جور حرف هم كه نمی‌زند و یك جور حرف می‌زند. اما این چه‌جور عكس‌العملی در قلوب و نفوس دارد؟ آنكه غل و غش ندارد همان كه هست را می‌گیرد و قاطی نمی‌كند، خلط نمی‌كند، با خودش مزج نمی‌كند، با خودش ور نمی‌رود.

  • اینكه من خدمت شما عرض می‌كنم واقعیت دارد، آنچه را كه ما از بزرگان می‌گوییم. من وقتی‌كه به مرحوم آقا نگاه می‌كردم در مقابل اساتیدشان، می‌دیدم ایشان اهل مونتاژ نیست، صاف دریچه را باز كرده است و هرچه می‌آید می‌چسبد. این دریچه نفس چهار لنگه باز است و او هرچه می‌گوید می‌آید. ما در را می‌بندیم و یك سانت باز می‌گذاریم، آن چهار لنگه را، این را می‌بندیم و این را می‌بندیم و آن را هم می‌بندیم، می‌شود سه تا و چهارمی را هم به اندازه یك سانت باز می‌گذاریم. این حرف كه می‌آید پیچ می‌خورد و به در می‌خورد و انعكاس پیدا می‌كند و می‌خورد به این لنگه، این انعكاسات و رفلكس‌هایی كه با هم می‌كند آن چیزی كه هست را نشان نمی‌دهد. بعد می‌آید شروع می‌كنیم در ذهنمان ور رفتن، اگر این درست است منظورش چیست؟ آنجا چه می‌شود و اینجا چه می‌شود نداریم، می‌گوید این، این، تمام شد. این كار را بكن، این عمل را انجام بده، تمام شد! مرحوم آقا این‌طوری بود كه شد مرحوم آقا. اگر او هم مثل ما می‌آمد و می‌پیچاند و می‌جوید و هضم می‌كرد. هضم اول را خوب در دهان انجام می‌داد و بعد هضم دوم و بعد هضم سوم كه می‌رسید معلوم می‌شد آخر كار چه می‌شد؟